86اينجا است. و دولاب 1 آبى است، كَهَنَه مىگويند. «حبيب نجار» ساخته است.
در سال (1248) قشون «محمد على پاشا» و در سال (1256) لشكر «انگليس» اين شهر را استيلا نمود. اما تخليه كرده، باز به دولت عثمانى دادند، اهالى «حمص» بسيار خوشگل و بسيار احمقاند، در مسجد قلعه، مصحفى 2 است منسوب به «عثمان»، كه هر وقت آن را از مسجد بيرون بياورند، باران باريده، طوفان مىشود. (انتهى)
ايكى قپولى
منزل سى و يكم «ايكى قپولى»، كه اسم واقع آن «حسّيّه» باشد، دهى است بسيار محقر، نه فرسخ است، كاروان سرا و قلعه معتبرى دارد، در قديمالايام در اين جا ساخلو 3 بود، كه ابناى سبيل را تا به «قرالر» مىبردند. اما اكنون احتياج به وجود آنها نيست، دو دروازه به مناسبت اسم «يركتش ايكى قپولى» شده، آبش منحصر است به آب باران. بركه بسيار بزرگ از آهك و سنگ ساختهاند، اگر پر بشود يك كرور جمعيت را آب مىدهد، نيم ذرع بيشتر آب نداشت، قريب پنج هزار نفس از آن آب، از انسان و حيوان مصرف كردند و هيچ تفاوت نكرد. آهوى بسيار در صحراى آن ده مزبور است.
«چشمۀ امام زين العابدين عليه السلام »
منزل سى و دويم «چشمۀ امام زين العابدين عليه السلام »، كه اسم واقعش «نه بيك» باشد، ده[ى] است بسيار معتبر، قريب پانصد خانوار در او هست، در دامنه تپه واقع شده است، مشرف است به صحرا و باغات. روايت مىكنند كه «حضرت امام زين العابدين عليه السلام » را، با اسراى كربلا از آن ده عبور مىدادند، آب بسيار كمى داشت، حضرت امر فرمود يك چشمه از جانب خدا در آن مكان جارى شد، قدر آبش قريب يك سنگ، و چنان آب