155مىترسيدند، قرار گذاشتند كه «باب» را قبول ننمايند.
و از براى اين كه، در محاصره گرفتار گرسنگى نشوند، و در هنگام فتح قلعه، زنانشان اسير «يونانيان» نشود، زنان خودشان را كشته، از برج و باروهاى همين قلعه آويختند، ولى تدبير آنها مانع دخول «باب» به قلعه نشد.
اسم اين قلعه در كتب تواريخ يونانيان، «آرسيساپوليس» است و «بحيره» را هم نسبت به اين شهر كرده، چنانچه مذكور شد «ارسيساپالوس» ناميدند:
«تاج الدّين عليشاه» وزير قلعه، اين شهر را تعمير و تجديد كرد.
امروز قصبچه ايست معتبر، به قدر صد باب دكان، و يك كاروان سرا، و يك باب حمام، و يك تلگرافخانه، و يك ارك و يك مكتب به وضع جديد ساخته و معمور دارد، مسكن چهار هزار نفس، و مركز قضا، و تابع ولايت «وان» است.(انتهى)
منزل پانزدهم بيسگرى
دهى است آباد، مردمانش «كُرد يزيدى»، در بى حيائى مشهور، هشت ساعت راه دارد خيلى هموار، و مركز ناحيه (بارگيرى)، و سبب تسميه اين است كه كاروان مجبور است از پل رود «بند ماهى» عبور كند، در قديم در سرِ اين پل، از بارها باج مىگرفتند، موسوم به بارگيرى شده است، الآن اكراد و اتراك، تخفيف به لفظ بارگيرى داده، «بيسگرى» مىگويند. (انتهى)
اين قريه
رودخانهاى دارد كه در بهار، عبور از آن مشكل است، پل بسيار بزرگى داشته، يك چشمه او را گويا اهل همين ده خراب كردهاند، اين رودخانه موسوم به «بند ماهى» است، در مصّب آن ماهى بسيار صيد مىكنند، پل خيلى با صنعتى دارد معروف به پل «بند ماهى»، اين پل دو چشمه دار است، از سطح آب تا به رأس قطع ناقص، هر طاق هفده متر ارتفاع دارد، پهنى هر كَمَر پانزده متر، و طول پل پنجاه، و عرض آن شش متر، و از سنگِ تراشيده و امروز معمور است، پايه وسط، واقعه در زير دو طاق خالى است، از دو طرف