139خلاف حقوق ملل در «تاوارين» سوزاندند، «كشتىهاى مصر» هم سوخت، مشار اليه بقيه قشون خود را برداشته، از خستگى به «مصر» رفت.
در سال (1248) بنا به نقار 1 ما بين «عثمانيان» و «مصريان»، قشون به «شامات» آورده «عكّا» و «انطاكيّه» و «شام» را گرفت، و در «حمص» اردوى «حسين پاشا» را كه موسوم به «كورلكى» بود منهزم و پريشان ساخت، و تابه «كوياهته» تاخت و در سال (1255) اردوى عثمانى را، در موقع معروف به «نزيب» منهزم نموده، سردار «حافظ پاشا» را اسير كرد.
«مارشال هولتكه» معروف، در اين جنگ در «اردوى عثمانى» با چند نفر از صاحب منصبان «آلمان»، خدمت (اركان حربى \اتيه مازور) داشتند.
چون در سال (1265) شعور «محمد على پاشا» مختل شد، بالأرث و الاستحقاق، در جاى پدر نشست، اما زياده از هفتاد و يك روز، عمرش وفا نكرد كه در تخت «فراعنه» حكمرانى نمايد، مردى شجيع 2 و قسىّ القلب بود، در جنگ اگر يك صاحب منصب، تكليف نظامى خود را ادا نمىنمود، همان آن [او را] مىكشت، و از هركس دليرى مىديد فوراً مجازات مىكرد، و با اين جمله، 3 پاك اعتقاد و درويش مسلك و جوان مرد بود، از صد ليرۀ مصر كه مثل ليره انگليس است، كمتر به احدى انعام نداده است.
تحصّن وهابيان
موثوقاً مىگويند كه: در سال (1227) «وهابّيان» در «مدينۀ منوّره» متحصن شدند، «محمد على پاشاى» مجبور به گلوله ريزى شد، علما فتوا ندادند، هر چه اصرار كرد چاره نيافت، ناچار مأمور به محاصره شد، هر چه هجوم مىبرد، «وهابيان» از قلعه با توپ و تفنگ هجومشان را استقبال مىكردند، يك روز در چادر مختصرى كه در سفرها داشت