136
حركت از شام
چهاردهم ربيع الاول از «شام» در خدمت «حضرت مهد عليا»، از همان منازلى كه سابق عرض شد روانه شديم، اكثر رؤساى حاج «آذربايجانى» بودند، جناب «حاجى ملاعبد الكريم شيخ الاسلام سلماسى» از مردم «خوى»، و از «تبريز» جناب «حاجى آقا محمد طبيب»، پسر مرحوم آقا «اسمعيل طبيب»، «حاجى ميرزا على قلى»، پسر مرحوم «حاجى صادق باغ ميشهاى»، با پسر خود «حاجى ميرزا مهدى ولدان» عمدة التجار، «حاجى سيد حسين» تاجر مشهور كه جناب «حاجى سيد هاشم حاجى باقر» باشند، با كوچ خودش، دختر «جناب آقا ميرزا احمد مجتهد - سلمه اللّٰه - »، و همشيرهاش زوجه «آقا محمود» برادر «حاجى آقا مير صراف»، و بعضى از تجار غير معروف، و از اناثيه «حاجيه قمر خانم»، والدۀ «نواب جهانگير ميرزا»، ولد وليعهد مغفور، ديگر «آدم عراقى» معروف در ركاب «حضرت مهد عليا» نبود.
قُرب پنجاه اصفهانى و كاشى هم، با «حاجى ميرزا احمد روضه خوان اصفهانى» همراه بودند، كه از «ديار بكر» با «آصف الدوله» عازم «عتبات» شدند، حاجىهاى ايرانى در زمان توقف «مهد عليا» در «شام» متفرق شدند، و صبر نكردند.
سركار «آصف الدوله نور محمد خان»، سردار وزير «حضرت مهد عليا» بود، و بر حاج سمت اميرى و سردارى داشت، از نگاه دارى حاج از تعديّات حمله داران، و ساير عمله كوتاهى نفرموده، با ملتزمين ركاب «حضرت مهد عليا»، قسمى رفتار كرد، كه از حركات و سكنات ايشان تمام مردم راضى و شاكر بودند.
بالاخرهاز «شام» حركت كرديم، دوفرسخى دهى است «دَوْمة»، بسيار آباد و مردمان با سليقه دارد، من جمله خانههاشان پاكيزه، زينتشان ظروف كُهنه چينى، ظرفهايى در آن ده ديده مىشد، كه در خانوادههاى «اصفهان» و «شيراز» و «طهران» يافت نمىشود، مگر در خانه سركار «حسينعلى خان معيّر الممالك» ديده شود، يك شب در آن ده مانديم و دو شب در «چشمۀ امام زين العابدين عليه السلام » كه ... «نبك» معروف است عجب منزل مباركى است، كه در وقت رفتن «عيد فطر» در اين جا بوديم، و در مراجعت عيد مولود، يعنى هفدهم ربيع الاول، به علت پريشانى مالهاى مكّاريان، و دو شب هم در منزل پنجاه و چهارم در «حما»، و شش شبانه روز در منزل پنجاه و پنجم در «حلب شهبآء».