128«حضرت داود» به «شام» آمده، در «دمشق» بر تخت پادشاهى جلوس كرد و هميشه با «حضرت سليمان» مخالفت مىورزيد، چه «مصريان» معاونت به «هَدَدْ» مىكردند.
«رحبعام بن سليمان عليه السلام » كه در «بيت المقدس»، براورنك 1 سليمانى جلوس كرد، ماليات رعيت خود را كه در زمان سلطنت «حضرت سليمان» از سنگينى آن شاكى بودند دو مقابل افزود، هر چه امناى دولت به دو نصيحت كردند نپذيرفت، «يوربعام» حاكم قدس، كه در زمان سلطنت «حضرت سليمان» تقصيرى كرده، و به «مصر» التجا نموده، دختر «شيشاق» از «فراعنه» را گرفته بود، به يارى «مصريان»، تفرقه در ميان «اسرائيليان» انداخت، و ده «سبط بنى اسرائيل» را با خود ساخته، با «هَدَد» هم اتفاق نموده، با «رحبعام» پسر «سليمان عليه السلام » جنگيدند، در سال پنجم پادشاهى «رحبعام» «شيشاق» نيز با قشون «مصر»، هجوم به مالك «رحبعام» آورده تاخت، حتى ظروف و آلات جزئيه و دينيه، كه «حضرت سليمان»، از طلا و نقره ساخته و به «بيت المقدس» گذارده بود تاراج كرد.
«آساى» كه در «اورشليم» پادشاه شد، از جنگهاى پى در پى «پادشاه بنى اسرائيل» به ستوه آمده، سفيرى با مبلغ خطيرى به درگاه «بن هدد» «پادشاه دمشق»، و «ارام حراّن» فرستاد، و استدعاى حمايت نمود.
«بن هدد» اتّفاقى با «پادشاه بنى اسرائيل» داشت، به هم زده در سال (944) قبل از ميلاد، هجوم به ممالك «بنى اسرائيل» برده تاخت، و اين زد و خورد فيمابين «فلسطينيان» و «بعلبكيان» و «شاميان» و «لبنانيان» (214) سال دوام داشت.
در سال (730) قبل از ميلاد «پول» مَلِكِ «آشور»، قشون به «شامات» كشيده چاپيده، حتى هزار قنطار نقره، از «ميخم» پادشاه بنى اسرائيل گرفت، از «شامات» بيرون رفت. اما بعد از (13) سال يعنى در سال (713) قبل از ميلاد «تگلثيف لثر»، فرزند و جانشين «پول بعل زارفول»، پادشاه «آثور» هجوم به اين مملكت آورده تاخت، و اهالى چندين بلاد معتبر را اسير كرده به «بابل» برد.
در سال (709) قبل از ميلاد، «بخت النّصر» اوّل بعد از فتح «مصر» به «شامات» آمد و