120الاطاعة شمرده، كمال تمكين را از او دارند، و همۀ عصرها، نقاره خانه را در جلو خانه «شريف» مىزنند، پيش از ورود به «مدينه»، بايد با خود «شريف» يا «وليعهدش»، با هزار نفر شتر سوار عرب وارد «مدينه» شده، حاج را همراه خود به «مكه» بياورد و در مراجعت هم تا آنجا بدرقه نمايد، اگر غير از اين باشد اعراب آن ميانه، جمعيّت زياد دارند، و حاج را برهنه مىكنند، از توپ و عسگرِ «اميرحاج شامى» نمىترسند، و ليكن از «شريف» مثل سگ مىترسند.
شغال بيشه مازندران را
نگيرد جز سگ مازندرانى
بالاخره مردم «مكّه» خيلى بى انصاف، و كرايه خانهشان خيلى گزاف است، مثلاً يك خانه را در بيست الى سى تومان كرايه مىگيرند، با وجودى كه امسال، جماعت حاج بواسطه داشتن «نوّاب مهد عليا دامت شوكتها»، در «مكّه» و «مدينه» و «شام» و غيره در نهايت آسوده بودند مع ذلك مردم «حرمين شريفين»، در موقع اذيّت حتى المقدور مضايقه نداشتند.
روز بيست و پنجم شهر ذى حجه حكماً 1 بايد از «مكّه» وداع نمود.
شيخ محمود
محلى است دو فرسخى «مكّه»، تمام مردم در آنجا مىروند، مگر كسانى كه از راه كشتى به بندر «بوشهر» يا «بصره» يا «مصر» مىروند، آنها بايد بروند به «جده»، كه ده فرسخى «مكّه» و بندر بسيار بزرگى است، و با كشتى يا راه آهن از آنجا مىروند.
توضيح
چون در آن زمان، «خليج سويس» گشوده نشده، حجاج از «مكّه مكرمه» به «جدّه» رفته، از آنجا در كشتى نشسته، در «سويس» بيرون مىشدند، و از آنجا هم به ارابههاى 2