113«عرفات» مىمانيم، واجب قربةً الى اللّٰه.
و هم چنين روز نهم، از صبح تا غروب حكماً بايد توقف كرد، و در آن روز هنگام زوال ظهر، غسل سنّتى كرده، نيّت توقف از ظهر تا غروب را، به صيغه واجب نمايند، و نماز خوانده ادعيه مستحبّه كه از «حضرت سيد سجّاد - سلام اللّٰه عليه - » وارد شده بخوانند، انصافاً «عرفات» عرصات 1 است، غير از حاج كه از خارج آمدهاند، از «مكّه» و «طائف» و حوالى، جميعاً از اناث [و] ذكور در آنجا جمع مىباشند.
(قريب سه سنگ) آب قنات، از دامنۀ كوه «عرفات» جارى است، در اين صحرا درخت گز بسيار، و كوه و صحرا از جمعيت مملّو، كوه «عرفات» ميمون زياد دارد، جهّال حاج، بچه ميمون زياد شكار كرده، كه به همراه خودشان به وطن هديه برند، با وجود اين كه صيد حرم حرام است، خاصه در «عرفات» و ايام احرام!!
بارى همين كه روز نهم غروب كرد، و شب دهم يعنى شب «عيد اضحى» آمد، بايد حاج چنان حركت نمايد كه فرصت نماز مغرب نيست، يك ساعت و نيم تا «مشعرالحرام»، كه رو به «مكه» است بروند، دو ساعت [از] شب يا بيش يا كم، وارد «مشعر» مىشوند، فوراً لدى الورود، نيت وجوب كنند توقف در «مشعر» را، از همان وقت تا طلوع آفتاب، و نماز مغرب و عشا خوانده، با شمع و چراغ از آن صحرا سنگ ريزه جمع كنند، احتياطاً بعد از هفتاد هشتاد سنگ ريزه، كه از بادام پوست دار بزرگتر نباشد، برچيده و شسته در كيسه كنند، بعضى مقدّسين آن شب بافضيلت را احيا مىدارند.
بارى، طلوع آفتاب عيد اضحى، بايد از «مشعر» رو به «منا» رفت، يك ساعت و نيم راه است، «منا» در ميان دو كوه واقع شده، و ميدان وسيعى دارد، پيش از ورود، چادرِ حاجّ را، در كمال نظم آنجا زدهاند، البته در اردوى هيچ سلطان اين جمعيت و اين چادر نيست.
لدى الورود بايد به قدر هزار قدم رفت، سه ميل از سنگ ساخته شده، در ميان بازار، كه مثل اردو بازار است، و سالى سه روز از متاع «هند» و «مغرب» و «روم»، در آن بازار موجود مىشود، و محض اين سه روز، خانهها و مبرزها، 2 اهل «مكه» در «منا» ساختهاند،