112يا بد، ابداً تقصير حقير نشماريد، فهم حقير زياده از اين نرسيده است.
قسم ياد كردند هر چه تو بگوئى كار نداريم و به تو محبت مىكنيم، حقير گفت: بسم اللّٰه الرحمن الرحيم، مدد از تو يا «اسد اللّٰه».
اولاً: گفتم خداوند عالم اين «راه مكه» را به اين اشكال قرار داده است، يك نوع امتحان بنده گان خدا است، زحمت بكشند و خرج كنند هر گاه خانه خودش را در «شام» قرار داده بود، البته بدون زحمت، همه كس مىآمد و محّل امتحان نبود.
حضرات حاجىها گفتند: اين فقره را خودمان مىدانيم، تو بايد دور خانه گشتن، و احرام اين سنگ را كه روى هم چيدهاند بگوئى، ما كه به تو عهد نموديم آزار نكنيم.
گفتم: حالاشما مردمان معقولى هستيد، احرام اين خانه به حسب باطن اين است كه، مولود خانه جناب مستطاب «اسد اللّٰه الغالب» است، و اين احترام اين شهر، با وجود وطن «جناب خاتمانبياء» استچنانكهحضرت«نشاطىخان» مرحوم - اعلى اللّٰه مقامه - مىگويد:
خانه زاد خداست كز مادر
زاده در خانه خداست على
زياده از اين حقير، تفصيل نتوانست بدهد، از اين دو فقره به عالم تفكر رفتند، حقير فرصت غنيمت شمرده، فرار كردم.
احرام حج تمتع
بالاخره حضرات حاج هشتم ذى حجه، با نهايت آرامى و فراغت در «مكّه» هستند، صبح هشتم بايد غسل كرده «مسجد الحرام» بيايند، يا در «مقام ابراهيم»، يا در زير «ناودان طلا»، نيّت به عمل كرده، دوباره به وضع اوّل، لباس احرام بپوشند.
اگرچه مقدّسين، دوباره احرام عمره را بعد از اتمام عمل، از خود جدا نمىكنند ولى واجب نيست. بارى روز مزبور در لباس احرام بايد سوار شوند، و از «مكه» يك سر به دامنۀ «عرفات» بروند، كه در آنجا ازدحام غريبى است، و قرب هفتاد هزار مخلوق، از حاج خارج و بومى، آن روز در آنجا جمع مىشوند، و شب نهم را، كه شب «عرفه» باشد، واجب است 1 در «عرفات» بمانند، و نيت كنند كه از غروب هشتم تا طلوع نهم در