90دستخوش تلاطم مىگرداند، از اين جهت آن حالت را حالت سكرات مىگويند.
ساعتى از شب گذشته بود كه سوار ماشين شديم، بدرقه كنندكان آنقدر جعبههاى شيرينى و آجيل اطراف ما روى هم چيدهاند كه جا بر همه تنگ شده، ارزش اين هدايا و تعارفات، ارزش مادى نيست، محبت و علاقه است كه به اين صورتها جلوه مىكند. رشتههاى محبت است كه دلها را با هم متصل مىگرداند. صورتهاى مادى آن مثل جلوهاى از جلوههاى طبيعت فانى مىشود ولى حقيقت آن در قلوب و نفوس معنوى باقى مىماند. بهتر است بدرقه كنندگان به جاى اينگونه شيرينىها كه عموماً سالم و مطبوع نيست، انواع ميوههاى خشك و تر؛ از قبيل آلو و خوشاب و مربّاحات هديه كنند كه هم غذا و هم دوا است، به خصوص براى حجاج آن هم در فصل گرما. در حمل و مصرف شيرينىجات دچار زحمت بوديم. نانهاى خشك و برنج ايران در اين مسافرت غذاى سالم و خوبى است كه مانندش در كشورهاى ديگر كمتر ديده مىشود و بايد به اندازهاى با خود بردارند كه در نقل و انتقال هم در زحمت نباشند.
در ميان شور و محبت دوستان و خويشان، اتومبيل حركت كرد. خيابانهاى گرم و پرغبار جنوب تهران را به سرعت پيمود. وارد جادۀ شهر رى گرديد. ديوارها و خانهها و كورهپز خانههاى دو طرف جاده، كه بالاى قبرستان چند صد ساله و از خاك ميليونها اموات ساخته شده، از نظر مىگذشت. آميختگى سكون و حركت و موت و حيات را از