272اتحاد دشمن، هر سياستى خواست به كار برد. اجازه گرفت و يكسره به سراغ يهود بنىقريظه آمد، به آنها گفت:
شما در مدينه بسر مىبريد اگر قريش و غَطَفان نخواست كار جنگ را به آخر رساند و از آن روى بگرداند و به سوى شهر و ديار خود بازگردد شما چه چاره انديشيدهايد؟ شما مىمانيد و مسلمانان همسايۀ خود! جان و مال شما مانند ديگر يهود در امان نخواهد بود!
گفتند سخن به راستى گفتى، چه چاره انديشيدهاى؟ أ
گفت: چند تن از سران قريش و غَطَفان را گروگان بگيريد تا شما را تنها نگذارند.
از آنجا سراغ قريش و غَطَفان آمد و گفت: يهود بنىقريظه از شكستن عهد محمد پشيمان شده و براى جبران اين كار، قرار گذاردهاند به نام «تعهد جنگ» تنى چند از برگزيدگان شما را بگيرند و به محمد دهند، بيدار باشيد مبادا يهود فريبتان دهند!
در اين بين نمايندگان يهود رسيدند و پيام آوردند كه: براى تأمين دوام جنگ چند نفر گروگان مىخواهند. قريش هم باور داشتند كه يهود مىخواهند آنان را بفريبند و با محمد ساختهاند! از دادن گروگان خوددارى نمودند و اختلاف ميانشان به شدت درگرفت و اتحادشان شكست!
28 روز از محاصرۀ مدينه مىگذرد. مسلمانان را گرسنگى و ناتوانى و سرما از پاى درآورده است. اگر محاصره چند روز ديگر بطول انجامد و ديگر قبائل عرب به مهاجمين بپيوندند، كار