252قنديلها و اهميت فنى ساختمان را وصف نمايند، از اين محل مظاهر كامل توحيد و طهارت و قدرت را براى دنيا سوغات مىفرستادند. اين تجملات و فنون را بتكدهها و كنيسهها و كاخهاى سلاطين به خود آراستهاند. آنها چون از مغز و معنا و ايمان نافذ تهىاند، بايد ظاهر را در نظر عوام، كه معنا و ظاهر را زود اشتباه مىنمايند، هر چه بيشتر آراسته كنند.
آن مسجد سادهاى كه مردانى تربيت نمود كه با چكمه روى فرشهاى سلاطين عار داشتند راه بروند و با نوك شمشير و پا، فرشهاى گرانبها را با بىاعتنايى جمع مىكردند و آن خانهاى كه پيامبر اكرم و داماد و دختر و فرزندانش زير يك عبا خفتند و آيۀ تطهير نازل شد، بايد حسابش از هياكل و كاخهاى پوك و پوشالى جدا باشد!
پروردگارا! زمانى مىرسد كه مسلمانان به ذخاير معنوىِ خود پى ببرند؟ ! اين افراط و تفريط و عكسالعمل، كه جمعى مسلمان صورت قبر را بدعت بدانند و جمعى معابد و مساجد و مشاهد را محل افتخارات در زينت و فرش و جواهرات قرار دهند! كى از ميان مىرود؟ !
***
ظهر شد، بانگ اذان از منارۀ مسجدالنبى برخاست. صفوف جماعت بسته شد. متوجه شدم اين حقيقت زنده را ظواهر فريبنده نمىپوشاند، فضا همان فضاست. گويا بانگ بلال به گوش مىرسد. صفوف جماعت مسلمانان با پيامبر اكرمند. عدۀ زيادى مثل همان