251غارت مىكردند، براى نام نيك و جبران زشتىها، هديهاى از نفائس و جواهرات، براى مسجد نبوى؛ مثل ديگر مساجد و مشاهد مىفرستادند و چند بار هم نفائس پرارزشو گرانبها را خودشان دزديدند!
كار به اينجا رسيد امروز كه در مسجد نبوى نشستهايم و بايد مسلمانان درس توحيد و ايمان از اين محل بگيرند، عدهآى مبهوت تجملات و قنديلها هستند! هر امام و امامزاده كه گنبد طلا و فرشها و اساس و ساختمان پربها داشته باشد بيشتر مورد توجه است. آيا اين اشتباه از اين جهت است كه اكثر مردم عوامند؟ مگر مسلمانان نخستين درس خوانده بودند؟ !
اين از همان جهت است كه پادشاهان و زورمندان بارى پوشاندن اعمال خود هميشه مىكوشند تا مراكز عبادت و عبرت را از معنا و حقيقت خود خارج كنند، همين توجه به صور و ظواهر است كه چشم حقيقتبين را از مسلمانان گرفته است؛ عالم دين را از لباس گشاد و عمامۀبزرگ مىشناسند. زهد و عرفان را زير سبيل كلفت مىنگرند. قدرت اداره و مملكت دارى سلاطين را با كاخ و تشريفات اشتباه مىگيرند. . .
اگر همان مسجد و حجرات ساده و بىآلايش رسول اكرم - ص - امروز بود، مسلمانهايى كه اينجا جمع بودند روح و فكر ديگرى داشتند و سرمايهها و افكار ديگرى ا خود مىبردند.
خاورشناسها و دنيا گردان، عوض آن كه شمارۀ ستونها و ارزش