248قبرستان كهنۀمدينۀپيش از اسلام و طرف ديگر خوابگاه گوسفند و شتر و محل خشكاندن خرما بود؛ آنروز كه رسول اكرم، پس از چهار روز توقف در قبا وارد شد، مشرك و مسلمان و يهودى و زن و مرد، اطراف شتر را گرفته بودند. شاخهاى خرما را بالاى سرش داشتند. قبيلۀ اوس و خزرج و قبايل منشعب از آنها هر كدام مىخواستند اين ميهمان گرامى در محل و منزل آنها وارد شود. رسول خدا فرمود مهار شتر را رها كنيد كه مأموريت دارد. شتر آزاد مىرفت و جمعيت اطراف آن، از اين محل به آن محل و از اين كوچه به آن كوچه مىرفتند. اميرالمؤمنين على - ع - و ابوبكر در دو طرفش حركت مىكردند. جوانان نو مسلمان اوس و خزرج شمشيرها به دست، از پيامبر مراقبت مىنمودند. زنهاى مشرك و يهود بالاى بامها و برجها به يكديگر نشانش مىدادند. جوانها و زنهاى مسلمان در عقب جمعيت و بالاى مبها، دستهجمعى سرود مىخواندند.
طلع البدر علينا، من ثنيات الوداع
وجب الشكر علينا، ما دعا لله داع ايها المبعوث فينا، جئت بالامر المطاعمدينه سراسر وجد و حركت بود. شتر در گوشهاى از اين ميدان زانو به زمين زد. قسمتى از اين ميدان مِلْك سَهْل و سُهَيْل دو طفل يتيم است. صاحبان خانههاى اطراف، هر يك مىخواهند اثاث ميهمان را به منزل خود حمل نمايند.
نزديكترين خانهها، خانۀابوايوب انصارى از قبيله بنىنجار است كه رسول اكرم از طرف جدش عبدالمطلب با آنها نسبت دارد، ابو