247تماشا مىكنند و مواضع و نفايس را به يكديگر نشان مىدهند. در افكار و روحيات مسلمانان سير مىكنم كه چگونه روحانيت و معنويت را با زيورها و تجملات آميختهاند و عظمت معنا را در صورت جواهرات و فلزات و ساختمان گم كردهاند؟ ! شايد بيشتر عوام اين مردم گمان مىكنند كه اين مسجد و حرم هميشه به اين وضع، با اين تجمّلات بوده! هر ناحيهاى از اين ساختمان و هر قطعهاى از اين نفايس گرانبها، نمونۀ دورهاى از ادوار و اطوار اسلامى و تابع تطوّرات فكرى و سياسى مسلمانان است.
آن روز كه پيامبر - ص - از مكه هجرت نمود و وارد مدينه شد و در اين مكان منزل گزيد، اينجا چهار ديوار سادهاى بود از گِل و سنگ و قسمتى به وسيلۀ ستونهاى تنۀ نخل سرپوشيده بود! حجرات رسول اكرم و على - عليهما الصلوۀ و السلام - در رديف يكديگر از جنوب و شمال به اندازۀطول و عرض ضريح قرار گرفته بود. درهايى از حجرات به طرف مسجد كه وسط آن همين محل منبر است، باز مىشد. ميان اين حجرات جز كوزۀ آب و چند قطعه فرش از پوست و حصير و اثاث مختصر آلات جنگ چيزى نبود! جواهرات و تجمّلات و طلا و نقره، ارزش براى مسلمانان نداشت؛ چون داراى گنجهاى گرانبهاى ايمان و تقوا بودند.
مسجد نخستين
پيش از آن (پيش از هجرت) اينجا فضايى بود كه يك طرفِ آن