245من دود از دلشان برخاسته و اشكشان جارى شده است. اين سؤال كه از زبان شيخ عذرى مطرح شده، به خاطرشان آمده!
ألأىّ الأُمور تدفن نسراً؟
أمْ لأىّالاُمُور تجهل قدراً؟ أَمْ لأىّالأمور تخفى قبراً؟ أم لأىّ الأُمور تظلم جهراً؟ بضعۀ المصطفى و يخفى سراها! بيش از همه، در نيمه شب، سينۀ على - ع - جوشيد و از دريچۀ چشمش بخار قلبش جارى شد؛ كه دختر پيامبر را ميان خاك جاى داد و قبر را با زمين يكسان نمود! در آن نيمه شب، فقط چشمان على - ع - و عدهاى از بنىهاشم، و چشم ستارگان اين منظره را ديد!
آفتاب بالا آمده و در محيط قبرستان، سايبان و ديوارى نيست. مأموران سعودى هم نمىگذارند حجاج در غير ساعات معين توقف نمايند. زنها را هم به داخل قبرستان راه نمىدهند! زنهاى ايرانى و غير ايرانى پشت ديوارهاى قبرستان و در باغ مجاور جمع شده، و از سوز جگر گريه مىكنند. نمىدانم چه خاطراتى در ذهنشان خطور مىكند؟ !
به سوى حرم پيامبر - ص -
از بقيع بيرون آمده در كوچههاى غربى و شمالى به سوى حرم نبوى روان شديم، چون نزديك وسط روز است، فشار جمعيت كمتر است. مقابل قسمت شمالى ضريح رسول اكرم، قسمتى است كه بعضى از مردم به نام «قبر فاطمه» زيارت مىكنند، آنچه مسلم است اين قسمت، خانه يا حجرۀ زهرا - عليهاالسلام - بوده است. ضريح