222وقتى شرح دستبردهاى ديده و شنيده را نقل مىكردند، رييس گمرك فرودگاه جده به يادم آمد كه با شدت عصبانيت گفت: اينجا حرامزاده نيست!
با وجود همۀ اينها امنيت حجاز را با مردم مختلفى كه به آنجا مىآيند، در هيچيك از نقاط دنيا نمىتوان سراغ گرفت. اين همه ماشينها كه مانند سيل به طرف عرفات و منا حركت مىكنند، هيچ تصادف ماشينى شنيده نشده! بعضى از رفقاى همماشين، از مشاهدات و رنج ميقات جحفه و ادراك مرتبۀدوم موقف مشعر، خبرها نقل مىكرد. ديگرى از تلفات و بيمارها خبر مىداد. سوّمى از مشاهداتى كه هنگام اعمال، از بعضى عوام ديده بود، كارهاى خندهآور، نقل مىكرد؛ از جمله مىگفت: در رمى جمرات بعضى عوامها پس از به هدف زدن هفت ريگ، چند عدد سنگ بزرگ برمىداشتند و با غيظ و خشم به طرف جمره با جملۀ: «برو گم شو پدر سوخته» ، «روح ملعون الوالدين» و «گِتْ كُپَكْ اُوغْلُو» پرت مىكردند.
نزديك غروب روز دوازدهم است. در منزل مكه درهاى اتاق را از دو سمت باز نمودهايم. هوا بشدّت گرم است. تراكم حجاج و رفت آمد اين چند روزه، علاوه بر گرما، فضا را آلوده نموده و از كوچههاى مكه بوى زنندهاى به مشام مىرسد.
نزول باران رحمت
پيشتر از حجاجى كه از مكه برمىگشتند، تعريف باران روزهاى آخر حج را شنيده بودم. مىگفتند: اواخر ايام حج معمولاً بارانى مىآيد!