218چادرها و روى تپهها و تخته سنگها دسته دسته نشستهاند. بعضى تكبير مىگويند و بعضى صلوات مىفرستند. صوفى منشان حلقههاى ذكر و اوراد دستهجمعى دارند. مجاور چادر ما، كه دامنۀ باز كوه است، شيخ نابينايى بر جمعى اعراب امامت مىكند. اين شيخ گاهى وقت نماز، عصا زنان، ميان مردم و مقابل خيمههاى اطراف ما مىگردد و حجاج را به نماز دعوت مىنمايد. از بىاعتنايى ايرانيان به نمازِ جماعت عصبانى است. جوانى است با هوش و حافظ قرآن. مىگويد متجاوز از بيست هزار حديث مسند را حفظ دارد! من را شيخ الشيعه شناخته، گاهى از دور به همين عنوان مىخواند و سراغ مىگيرد.
پس از نماز جماعت، براى عربهاى حجازى و نجدى موعظه مىنمود. من آهسته رفتم و ميان جمعيتش نشستم كه از روى فراست فهميد و سخنش را قطع كرده و رو به من نمود و گفت: شما جعفريها چرا به صحابۀ رسول اكرم احترام نمىنماييد؟ گفتم: تنها صحابى بودن موجب مزيت و احترام نيست. ميزان بزرگى و برترى در اسلام، درك معارف و عمل به دستورات است. آن كسانى از صحابه كه با اين ميزان تطبيق مىكنند، مورد احترام و تعظيمند و كسانى را كه مطابق با اين ميزان نمىشناسيم، حسابشان با خداست! كجاى كتاب و سنت تنها صحابى بودن را موجب بترى و مزيت دانسته است؟ ! اگر چنين باشد، بيش از صد هزار نفر كه محضر رسول اكرم - ص - را درك نموده و حديث شنيدهاند، بايد رفتار و كردارشان مقبول باشد! معاويه مگر درك محضر پيمبر را ننمود و كاتبالوحيش نمىدانيد، آيا اعمالش با كتاب و