213چنانكه آن اجتماع هفتاد نفرى، با روح ايمان و نظم و تشكيلات، محور دنيا را از روم و ايران برگرداندند و يثرب مدينۀ الرسول و مدينۀفاضله اسلام و محور حكومت دنيا گرديد!
ما هم سنگريزهاى خود را به هدف زديم و در ميان آفتاب سوزان با رنج، خود را به منزل رسانديم. ناله و فغان هزارها گوسفند و شتر كه براى قربانى آماده شده، كوه و دشت را پر كرده است. پس از چند سال لشهاى قربانى، راه عبور را بسته ما هم چند گوسفند با شرايط مخصوصى خريديم و قربانى كرديم.
آنچه چاق بود براى مصرف برده شد، بيشترش دفن گرديد و مقدار زيادى در وسط راهها و ميان بيابان متلاشى شده است. اگر شدّت تابش آفتاب نباشد، بوى عفونت قابل تحمل نيست.
واجب «قربانى و مصرف» است يا فقط «ريختن خون» ؟ !
در دستور است كه قدرى را صاحب قربانى بخورد و قدرى را به فقراى با ايمان و مستحق صدقه دهند و قدرى هديه نمايند. اما در آن هواى گرم، نه جرأت خوردن است نه مورد انفاق براى اين همه قربانى پيدا مىشود. عصر روز عيد، بالاى تخته سنگها پر است از گوشتهاى تفتيده مقابل آفتاب. اين سه روز را به همين مناسبت «ايام تشريق» مىگويند يا از آن جهت است كه بعد از طلوع آفتاب بايد اين اعمال را انجام دهند.
در اين روز شايد با كفارات تقصيرها سيصد هزار گوسفند و شتر