204حريم است كه آنها را محدود نگاه داشته كه نه تنها مثل اجتماعات ديگر دنيا نسبت به هم نيّت بد و زبان زشت ندارند، بلكه حسّ تعاون و گذشت در آنها محسوس است.
اين همان شعور به وحدت مسؤوليت اجتماعى است كه بايد از اينجا (مشعرالحرام) شروع شود.
اينها همه منتظرند كه آفتابِ عيد قربان سرزند تا با روح جديد، وارد زندگى جديد شوند و براى رمى و قربانى به منا روند و آخرين مانور حقپرستى و كمال (قربانى برابر خدا و براى نجات خلق) را طىنمايند.
ساعتى خوابم ربود. . . نزديك صبح است، چشم به آسمان گشودم. ستارگان مشعشع ذخائر نور خود را به طرف فضا و زمين پرتاب مىكنند. ماهتاب بالاى افق هنوز پردهدار نور است. در ميان اين بيابان و كنار دندانههاى سياه كوهها، هزارها سفيدپوش منتظر طلوع فجرند و زمزمۀ نماز و دعا دارند.
اجتماع سپاهيان و سان لشگرها، گرچه منظم و پرشكوه است ولى چون داراى روح و وحدت معنوى نيست، افراد اين اجتماعات نه هدف روشنى دارند و نه استقلال در شخصيت و اراده از اين رو اثر اينگونه تربيتها محدود و كوتاه و تأثير نيك و بد آنبه دست افرادى محدود است و رياضتهاى فردى نيز اگر اثرى داشته باشد همان اثر فردى است!
اين سان، ايمانى است و اين رياضت، اجتماعى و روحى و تعبدى