188مرد روحانى مىگفت: با همۀ اين مطالب، كه قسمتى از آن را بايد با فرصت بحث نمود، چه اشكالى دارد احتياط نماييم و دوباره يكى از موقفين را درك كنيم؟
گفتم: اگر اين احتياط فى نفسه خوب باشد با هواى گرم و مراقبتى كه دولت دربارۀاين كار دارد به نظر من خلاف احتياط است. ما كه از ترس گرما و گُم شدن نمىتوانيم از چادر خود بيرون برويم، چگونه چند كيلومتر بدون وسيله و امنيت به مشعر بياييم و اگر مردمى از ما تبعيت كردند و دچار زحمت شدند، مسؤوليت نسبت به آنها را چه بايد كرد؟ چون اين كار تكذيبعملى دولت و ملت سعودى بلكه اكثريت حجاج است، به حسب آنچه شنيده مىشود و مرسوم بوده، كتك و حبسى هم در ميان هست، مخلص مزاجم مستعد براى كتك و حبس نيست و پيش خدا معذورم!
بعد معلوم شد كه عدهاى شب بعد، به مشعر رفته و دچار زحمت شدهاند؛ يكى از اهل علم كه دندهاش شكسته بود، مدتى مىناليد و از ما كتمان مىكرد!
براى آن كه حساب دقيق اختلاف افق ايران و حجاز بارى همه واضح شود، از جناب آقاى سيدباقر خانهيوى كه از اساتيد هيئت و مردان باتقوا مىباشند درخواست نمودم شرح مختصرى راجع به اين موضوع بنگارند كه ايشان هم اين درخواست را اجابت نمودند:
«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَْهِلَّۀِ قُلْ هِىَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ. . .» 1