187كوچ حجاج از عرفات، آنان براى حفظ امتياز و آميخته نشدن با ديگران، از مشعر كوچ مىكردند و اين آيه براى از بين بردن اين امتياز و وظيفۀ عمومى نازل شد.
اين شأن نزول را گرچه بيشتر مفسّران ذكر نمودهاند ولى با ظاهر آيه سازش ندازد؛ چون «ثُمَّ» دلالت دارد بر كوچ دوم كه از مشعر است. اگر شأن نزول درست باشد و ثمّ براى تجديد مطلب بيايد، شأن نزول مخصّص آيه نيست و به فرض ان كه مخصص باشد، از لغت «افاضه» ، كه تشبيه حركت عمومى حاج است به جريان پىدرپى و متصل آب، از مطلب آيه فهميده مىشود كه نظر قرآندر اين عبارت هماهنگى و اجتماع است.
بعضى از فقهاى متأخر، چون توجه كاملى به احاديث و آيات و سيرۀ گذشتگان ننمودهاند؛ همان موازين و قواعدى را كه عموماً در اثبات موضوعات شرعى و هلال است، مو به مو در مورد حج مىخواهند اعمال نمايند، ولى آنها كه توجه و دقت در اين آيات و احاديث و موقعيت حج و اختلاف نمودهاند، نبودن علم به خلاف را كافى مىدانند و حكم به تبعيت مىكنند و مشاهده و علم يا ظن قوى را كه در مثل اثبات ماه رمضان يا شوال لازم مىدانند در اينجا لازم نمىشمارند و چون هميشه در اختلاف، محاكمِ حجاز يك روز پيش از اول ماه حكم مىنمايند هيچگاه علم به خلاف حاصل نمىشود و فتواى حضرت آيت الله بروجردى - ادام الله بقائه - اين مشكل را آسان نموده است.