161هيچ هوسى را برنينگيزد، فقط توجه به خدا بر گردد و از اينجا محور حيات بگردد و طواف شروع شود؛ از هوسها و شهوات روگرداندن، همان به خداى رو آوردن است (فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه) (بقره: 115)
بسكه هست از همه سو وز همه رو راه به تو
به تو برگردد اگر راهروى برگردد
طواف از همينجا شروع مىشود. كشش جاذبۀ شهوات و تصميم به دفن آن و تقويت جاذبۀ حق، حركت طواف را ايجاد مىكند. چنانكه دو قدرت جاذبه و دافعه مدارات بزرگ را پديد آورده!
فرمودهاند: دست خداست با آن مصافحه كن، اگر توانستى ببوس، اگر نتوانستى به آن دست رسان، و اگر نتوانستى به سوى آن اشاره كن و بگو:
«أمانَتى أدّيتُها وَ ميثاقى تَعاهَدْتُهُ لِيَشْهَدَ لى بِالمُؤافات. . .»
ما هم كه در سايۀ ايوان مسجد نشسته و به هزاران طواف كننده مىنگريم، مىخواهيم برويم و تجديد عهد با دست خدا كنيم و در زمرۀ طائفان قرار گيريم. آفتاب سوزان از بالاى سر، و سنگها و شنهاى داغ از زير پا تصميم را سست مىنمايد و وظيفه را سخت مىنماياند. انسان با هر وظيفۀ كوچك و بزرگ كه روبهرو شود، چنين مشكلاتى در سر راه خودنمايى مىكند ولى با تصميم چند قدم كه پيش رفت، مىنگرد كه بيشتر نمايش وهم و شيطان بوده! رفقا برخيزيد تا تجديد عهد نماييم و به منزل برگرديم: