158ديوارهاى آن خراب و بار ديگر ساخته شده ولى بنيان همان بنيان ابراهيم است. روزگارها گذشت تا آثار جاهليت و شرك، اين خانه را آلوده ساخت و بتهايى كه صورت اوهام بود در اطراف آن و ميان بيت نصب شد اما سرانجام حقيقتى درخشيد و اوهام را زايل و نابود ساخت.
سال فتح مكه است. مكه فتح شده، محمد9 بر شتو قصواءسوار است سربازان خداپرست و مؤمنش اطرافش را چون هاله گرفتهاند. صناديد قريش و سران حجاز با شكست و سرافكندگى پشت سر حركت مىكنند. رسول خدا هفت بار طواف نمود، آنگاه كليد را از عثمان بن طلحه گرفت. مردم مقابل درب كعبه جمع شدهاند. درب كعبه را كه از زمين مرتفع است گشود و وارد بيت شد. بتها را با اشارۀ «جاءَ الحقُّ وَ زَهَقَ الباطل» (اسراء: 81) سرنگون ساخت و صورتها را پاك كرد. آمد مقابل درب ايستاد. اهل مكه همه سرافكنده و هراسانند، تا درباۀ آنها چه فرمان دهد!
فرمود: چه انتظار داريد؟
با فروتنى و عجز گفتند: برادر بزرگوار و برادرزادۀ بزرگوار مايى! جز خير انتظار نداريم.
فرمود: همان كه يوسف به برادرش گفت به شما مىگويم:
برويد، انتم الطلقاء؛ شما آزاديد!
هراسها از ميان رفت. چهرهها باز شد. تبسّم بر لبها نشست؛ اين