151حروف و كاغذ و كتاب از مقابل چشمش محو شده، روح و فكر و صفات نويسنده را مىنگرد و آٍهنگ صوت او به گوشش مىرسد.
در اين غار، در مقابل چشم محمد9 از پشت پرده، نظامات عالم حكمت و صفات و اسماءحق تجلّى مىكند، آنگاه سراسر حكمت و قدرت حق در كتاب بزرگ خلقت و كتاب كوچك و جمع انسان، در پنج جمله و عبارت خلاصه شد و به صورت وحى از زبان فرشتۀ علم در فضاى روح پاكش منعكس گرديد و از آنجا در فضاى آرام غار پيچيد:
يا محمّد اقرأ. اين صوت از هر جهت به گوشش مىرسد! و به هر طرف او را متوجه نموده! حال با بهت و اضطراب مىگويد:
«ما اَقْرَأ؟ ما أنا بقارء؟» چه بخوانم من كه درس نخواندهام؟ باز صوت تكرار مىشود:
(اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى* خَلَقَ خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الأَْكْرَمُ * الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الإِْنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ)
بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. انسان را از عَلَق آفريد. بخوان، و پروردگار تو كريمترين [ كريمان ] است. همان كس كه به وسيله قلم آموخت. آنچه را كه انسان نمىدانست [ بتدريج به او ] آموخت.
در اين جملات، اسرار خلقت و اهميت قلم به او گوشزد شد و وظيفه و روش كار و دعوتش بيان گرديد، از غار سرازير شد. بدنش