150دنيا مىنگرد!
چون آفتاب به سمت مغرب برگشت و سايۀ كوهها و سنگها امتداد يافت، از ميان غار بيرون مىآيد و چشمان سياهش به هر سمت دور مىزند. كمكم در سرتاسر افق، ستارگان از زير پرده نمايان مىشوند و خاطرش را از دنيا و جاذبههاى آن بالا مىبرند.
خود را در وسط عالم نور و تجليات آن مىنگرند افواج ستارگان ريز و درشت با رنگهاى مختلف و صفوف منظم از افق سربرمىآورند.
در مقابل چشم نافذ او، سراسر جهان كتاب بزرگى است كه صفحات مختلف آن را سرانگشت قدرت ورق مىزند. به خطوط و حروف آن مأنوس است و مقصد و مطالب نويسنده را از خلال سطور نور مىخواند!
قلب پاك محمد9 چون درياى صاف و شفاف است كه تمام موجودات و باطن و ظاهر آن، آن طور كه هست، در آن منعكس مىشود! اين شخصيت مستعد، قلب و فكر خود را از صداهاى خارج و ارتعاش شهوات داخل ضبط نموده تا امواج خالص كون و هستى و صداى خالق آن را واضح بشنود. در اين رياضت و تفكر خالصترين عبادت را انجام مىدهد. چه، روح عبادت، نيت و توجه و خلوص است. كمكم صداهايى در خواب و بيدارى از دور و نزديك به گوشش مىرسد. آهنگ جرسى در ميان فضاى غار مىپيچد. خطوط نور چون فلق صبح در برابر چشمش مىآيد؛ مانند خوانندهاى كه كلمات و