144
خروج از احرام ايجاد خوشى كرده، از هر درى سخنى است
نماز كه تمام شد به طرف خانه برگشتيم. اين مشاهدات و انجام عمره و بيرون آمده از احرام، ايجاد خوشى و نشاط نمود.
سخن از انارهاى شيرين و درشت و بىهستۀ طائف است. رفقا دانهاى يك ريال خريدهاند! با پول ايران دانهاى 25 قران.
- خوردن اين انار اسراف است!
- انار، هم غذا است و هم خاصيت دوايى دارد.
- پول براى چيست؟
- يخ را چند خريدند؟
- كيلويى يك ريال.
- آه، كيلويى 25 قران! يك كيلو يخ با دو مرتبه آب خوردن تمام مىشود! حالا خوب است ما پول آب نمىدهيم، والاّ آب را هم، ديگر حجاج، سلطى يك ريال مىخرند! مرحبا به حكومت سعودى! واقعاً تابع سنت و خلفاى راشدين است! از مهمانهاى خدا خوب پذيرايى مىكند.
اينها صحبتهايى بود كه ميان رفقا ردّ و بدل مىشد.
نگاهى به مسجدالحرام و شهر مكه با دوربين
بعد از ظهر كه قدرى هوا ملايم شد، دوربين را برداشته به پشت بام رفتيم. در اين محلّ بلند، مسجدالحرام و تمام شهر مكه و درّهها و كوهها اطراف نمايان است. شهر مكه در وسط درّه و رشته كوههايى