135زمين، فروغ ماه پيكرههاى سفيد كاروانهاى توحيد و صلح و امنيت و لبيك گويان حقجو را به چشم آسمانيان مىآرايد! تا با نظر قهر و خشم به ساكنان زمين ننگرد و جواب فرشتگان كه در آغاز خلقت گفتند: ( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ) اينك داده شود! فرشتگان كه وجود بسيطشان جز براى تسبيح و حمد آفريده نشده، چه افتخارى بر آدميان دارند؟ ! اين موجود مختلف القوا و مركب است كه مىتواند سپاهيان قواى مسلّح خود را مقهور ايمان گرداند و به جانور كوچكى چون شپش و كيك از چشم حق بنگرد كه موجود خداست و حق حيات دارد، گرچه ضعيف و مزاحم است! اگر در زندگى عادى مرغ هوا و حيوان صحرا و ماهيان دريا را قربانى خود مىنمايد، از جنبۀحيوانى و دنبالۀ آن عالم است و همين موجب اشتباه شده و فلسفه تنازع در بقا را تا به سر حدّ انسان كشانده است و فيلسوف مآبانى سراسر جهان را روى اصل تنازع قرار داده و به خودخواهانى اجازه دادهاند تا هر چه بتوانند قوى و مسلح گردند و ضعيف و خُرد و نابود نمايند!
اينها كه نشيب و فراز بيابان را پر از غوغا كردهاند، جواب عملى به اين فلسفۀ منحوس مىدهند. اينها از نوع همين انسانند كه همه اختلافات و امتيازات را دور ريخته و شخصيت حقيقى خود را از ميان قواى مختلف، بارز ساختهاند، همه يك حقيقت را مىجويند و همه يك سخن مىگويند؛ نور ايمان زواياى تاريك دلها را روشن نموده و از زبانها و اعمالشان ساطع شده و محيط تاريك بدبينى و بدانديشى و