116بوسهاش بر پرهها و بدنۀ طيّارۀ ما بود. طيّاره با تواضع به طرف سرزمين قدس خم شد. طوافى كرد و بر زمين نشست.
مطوّفها يا باجگيران حج!
هواى صبح ملايمست. نسيمى از سمت دريا مىوزد. اينجا اوّل از حاج، سراغ مطوفش را مىگيرند. يك قسمت مقدرات آينده، در تعيين مطوّف است. چند نفرند كه مطوّفِِ ايرانىها يا شيعهها هستند. بايد در ميان اينها يك نفر را نام ببريم، چنان كه از معناى كلمه برمىآيد، مطوف براى راهنمايى به اعمال حج و نشان دادن مواضع و طواف دادن حجاج بوده است ولى در اين زمانها به خصوص امسال كار مهم مطوّف اداره كردن حجاج از جهت وسيلۀ حركت و تهيۀ چادر براى عرفات و منا و تعيين زمان حركت مىباشد. همين كه حاجى وارد حجاز شد، ديگر از خود هيچ گونه اختيار ندارد. نمىتواند آزادانه هر وسيلهاى بخواهد فراهم سازد و هر وقت بخواهد از جده به مكه و از مكه به مدينه حركت كند. چون اين آزادى زيان زيادى به دولت فقير! كه همۀمنابع ثروت به دست اوست مىرساند. پس مطوّفها باجگيران حجّاند. همين كه هنگام ورود، حاج نام مطوفى را برد، ششدانگ در اختيار اوست و آنچه مىدوشد، سهمى براى او و بيشتر مال دولت است. گاهى به عناوين مختلف، بيش از آنچه دولت تعيين نموده مىگيرند. به ما گفتند: غنام مطوّف خوبيست و ما هم جزء دستگاه او شديم و از اغنام او گرديديم!
امسال اوّلين سالى است كه باج حج (خاوه) لغو شده است. در