115
ما طالبان رويت، ما عاشقان كويت
طياره در زير خيمۀ تاريك شب پيش مىرود. هر يك از ما حال و مقالى داريم و از دريچه طياره به اطراف و بالا و پايين مىنگريم. در بالا ميخهاى نورانى ستارگان، خيمۀ شب را به سقف آسمان كوبيده و در حاشيۀ افق، بالاى امواج تاريك و روشن دريا، هلال مضطرب شب دوم يا سوم يا چهارم نمايان است. گاه در ميان امواج دريا عكس ستارگان چون عكس آمال در امواج فكر جوان به چشم مىآيد و گاه رشتههاى منظم چراغهاى برق شهرهاى لبنان و سوريه، چون برق آمال از اوج غرور جوانى به سرعت مىگذرد. خستگى، نسيم ملايم جوّى و غرش يكنواخت طياره خواب شيرين به دنبال آورد، پس از ساعتى، حركت و جنب و جوش بعضى از رفقا همه را از خواب بيدار كرد. گفتند سپيده سرزده نماز بخوانيم نه آب وضو فراهم است نه جهت قبله ثابت است و نه بدن قرار دارد، شرايط ظاهر آن جمع نيست ولى در شرايط باطنى كمتر نظير دارد. . .
خط پهن فجر صادق در افق حجاز مانند خط درخشان لا اله الا الله كا از اين افق سر زد نمايان شد و به دنبال آن اشعۀ آفتاب سر زد اولين