111كراچى بودند. مرد فاضل و باايمان و خدمتگزار است. مؤسسۀ طبّى مفصّلى دارد كه عدۀ زياد از زنان و دختران مسلمان و مسيحى براى طب و قابلگى با روش اخلاقى و ايمانى عميقى دوره مىبينند و تربيت مىشوند. در بيروت به حسن خدمت و فضل و ايمان سرشناس است. در انجمن كراچى نطقهاى آتشين داشت. پذيرايى گرم كرد. پس از مذاكرات در اطراف وضع مسلمانان و نتايج انجمن شعوبالمسلمين - كه در همين سال تأسيس شده بود - گفت هر گونه كار و احتياجى باشد رجوع كنيد و ماشين من در اختيار شماست. از محبت ايشان قدردانى كرديم و نامهاى هم به مدير شركت طيران شرق وسطى نوشت و بيرون آمديم.
وضع ايرانيان در بيروت و گله از سفارت ايران
از جهت گرمى هوا، ماندن در بيروت تا نزديك موسم حج، براى عموم، مطلوب بود ولى اجتماع روزافزون حجاج و محدود بودن كشتى و طياره همه را نگران كرده بود. نامۀ دكتر خالدى براى مدير شركت مؤثر افتاد. بنا شد همراهان را معرفى كنيم تا روز حركت تعيين شود.
عدهاى از حجاج خراسانى و شيرازى، به علاوه رفقاى تهران، همه مىخواستند جزءهمراهان باشند، براى همين در شركت كشمكش پيش آمد كه موجب كدورت باشد و ما گرفتار محذور شديم، بالاخره شيرازىها و خراسانىهاى پيش بردند.