131است:
به خاطر جنگ حجاج با ابن زبير، خانۀ كعبه تخريب گرديد، پس از آن، حجاج اقدام به تعمير خانه خدا كرد. هنگامى كه خواستند حجرالأسود را نصب كنند، هر يك از علما، قضات و يا زهاد را براى نصب حجر مىآوردند، حجرالاسود لرزيده و در جاى خود استقرار نمىيافت، تا آن كه حضرت على بن الحسين امام سجاد - ع - آمده، نام خدا را بر زبان جارى و آن را در جاى خود گذاشتند، حجرالأسود استقرار يافت و مردم تكبير گفتند و فرزدق اين جريان را در شعر خود اينگونه آورده است:
يَكٰادُ يُمْسِكُهُ عِرْفٰانَ رٰاحَتِهِ
رُكْنُ الْحَطيٖمِ اذٰا مٰاجٰاءَ يَسْتَلِمُ 1
در اهميت اين سروده فرزدق، عبدالرحمن جامى در سلسلةالذهب مىنويسد: زنى از كوفه فرزدق را در خواب ديده، از وى پرسيد: خدا با تو چه كرد؟
فرزدق گفت: خداوند براى قصيدهاى كه در مدح على بن الحسين - ع - سرودم مرا آمرزيد. آنگاه عبدالرحمن جامى كه مشهور به ناصبى بودن است مىگويد: سزاوار است كه خداوند به واسطه اين قصيده تمام مردم را بيامرزد. 2
طواف نيابتى
مستحب است حاجى تا زمانى كه در مكه حضور دارد براى خود و يا به نيابت از ديگران طواف كند، آنان كه داراى معرفت بيشترى هستند به نيابت از