99
زهرا عليها السلام و رنج محاصره
زهرا عليها السلام در شعب ابوطالب، پدر و مادرش را همراهى مىكرد، امّ كثلوم نيز با آنها در اين محاصره شركت داشت. اين وضع سه سال به طول انجاميد كه سخت به تنگ آمدند.
قريش محاصره را شديدتر مىكرد و آذوقه و خوراك را بر آنها تنگ مىگرفت. مشركان اجازه نمىدادند كالايى داخل مكّه شود، مگر آنكه خود آن را خريدارى مىكردند. رنج و مشقّت بنىهاشم بدانجا رسيد كه به خوردن برگ درختان و پوستۀ اشيا مجبور شدند و چيزى به آنها نمىرسيد مگر به طور مخفيانه و اگر قريش خويشاوندى در شعب داشتند، پنهانى به او كمك مىكردند. كار آنقدر دشوار شد كه نالۀ گرسنگى زنان و كودكان از پشتِ شِعب، شنيده مىشد و اگر در ماههاى حرام مىخواستند چيزى بخرند، بايد به سراغ كاروانهايى مىرفتند كه از خارجِ مكّه مىآمدند. اهل مكّه اجناس را با قيمت بالا مىخريدند تا بنىهاشم توان خريد نداشته باشند.
براى اينكه تأثير ايمان را در دلهاى مؤمنان به تصوير كشيم، بايد مثالى از مادر زهرا، خديجۀ كبرى بياوريم: او كه در رفاه و عزّت، روزگار گذرانيده است، در اين ايّام رنج و سختى زندگى و تنگدستى را با صبر و بردبارى و خويشتندارى در كنار شوهرش مصطفى صلى الله عليه و آله تحمّل مىكند و شب و روز از وى حراست و مراقبت مىنمايد تا مبادا از ناحيۀ قريش به او آسيبى برسد.
خديجه همۀ تلاش خود را براى تهيۀ آذوقه براى محاصره شدگان به كار مىگرفت و فرزند برادرش حكيم بن حزام بن خويلد، به او كمك مىداد. روزى ابوجهل راه را بر او سدّ كرد، دو شتر كه بار براى آنها حمل مىكردند، مورد تعرض ابوجهل قرار گرفتند و «ابوالبخترى» وساطت كرد كه رفع مانع كند امّا ابوجهل نمىپذيرفت تا اينكه ابوالبخترى او را كتك زد و سرش را شكست و آن دو شتر، بارِ آذوقه را به شعب رسانيدند. 1