98خاندان بنىهاشم و فرزندان عبدالمطّلب صحبت كرد و آنها را به دفاع از پسر برادر خود و همراهى با وى فراخواند، كه همۀ آنها؛ اعم از مسلمان و غير مسلمان با احساس خويشاوندى و جمعيّت قبيلهاى، پاسخ مثبت دادند، مگر ابولهب كه نپذيرفت و با قريش همچنان در مخالفت با پيامبر همراهى مىكرد!
فاطمۀ زهرا سخت علاقمند بود كه خدا بر ابوطالب منّت گذارد و اسلام اختياركند. 1
و از آنچه در دفاع از پدرش متحمّل مىشد سپاسگزار بود. با اينهمه مطمئن بود كه دعوت، راه خود را مىپيمايد و يقين داشت كه خداى متعال اسباب و عواملى را پيش روى مردم قرار خواهد داد تا آنچه را مشيت او بدان تعلّق گرفته و حكمتش ايجاب كرده است، به اجرا در آورد و قلب پاكش آرامش يافت، آنگاه كه ابوطالب خاندان خود را جمع كرد و همه متّفق شدند كه از پيامبر دفاع كنند. با اينهمه، گاه مىشد پارهاى ترديدها و عوامل وى را به بيم و هراس نسبت به زندگى پدر بزرگوارش برانگيزد ولى ديرى نمىگذشت كه ترديد برطرف مىشد و به ياد گفتار پدر مىآمد كه او را به سينه مىگرفت و مىفرمود: «خداوند از پدرت محافظت خواهد كرد.»
ترديدهايى كه بر قلب پاك زهرا خطور مىكرد، كم كم رنگ واقعيت مىگرفت و آزمايش و مشكل جديدى براى مسلمانان پيش مىآمد و آن اينكه پس از پيمان گرفتن ابوطالب از بنىهاشم، قريش مجلسى تشكيل دادند و عهدنامهاى را نوشتند كه با بنىهاشم ازدواج نكنند، داد و ستد نداشته باشند، قطع رابطه نمايند. اين عهدنامه به دست «منصور بن عكرمه» نوشته شد و پيامبر در حق او نفرين كرد و دستش فلج شد! 2
اين عهدنامه را در داخل كعبه آويختند و بنىهاشم و فرزندان عبدالمطّلب را در شعب ابىطالب تحت محاصره قرار دادند. ابولهب نيز جزو امضا كنندگان عهدنامه بود.