90كه سورۀ نجم را تلاوت فرمود؛ اين كافران كه در گذشته كمتر به قرآن گوش داده بودند و به يكديگر توصيه مىكردند كه:
...لاٰ تَسْمَعُوا لِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ 1
«به اين قرآن گوش فرا ندهيد و در آن ناهنجارى كنيد، شايد پيروز گرديد.»
همين افراد با شنيدن آيات قرآن از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله غافلگير شده و با مشاهدۀ شيوايى و بيان عالى آن تصميمات گذشته را از ياد بردند و همه گوشِ دل به شنيدن آيات سپردند، تا اينكه آيات آخر سوره تلاوت شد و قلبها به پرواز آمد! آنگاه پيامبر اين جملات را خواند: فَاسْجُدُوا لِلّٰهِ وَ اعْبُدُوا 2 كه تأثير عميق آن عنان اختيار از كف آنان ربود و همگى به خاك افتادند! 3 ديدن اين صحنه، فاطمه را به شگفتى واداشت.
منظره عجيبى است! مىبيند كه طغيان و عناد سركردگان كفر و استكبار و تمسخركنندگان و جبّاران قريش در برابر تجلّى حق درهم شكسته شده و بىاختيار در برابر خداوند به سجده افتادند و اين تحوّل ناگهانى بازتاب آيات قرآنِ حكيم بود. اين واقعه تذكّرى بود براى مسلمانان كه بدانند قواى شرّ، هر اندازه طغيان و سلطهجويى كنند، در برابر كلماتِ نور (حق)، ياراى مقاومت ندارند و اركان قواى شرّ در رويارويى با راز نهان كلمات الهى، متلاشى خواهد شد.
فاطمه با آنچه مشاهده كرده بود، خوشحال به خانه برگشت؛ بهويژه آنكه ديد پيامبر صلى الله عليه و آله به رغم آنهمه توطئۀ هماهنگِ كافران، سالم و سربلند و با روحى آرام و خاطرى آسوده، از ميان آنها خارج شده است. همين كه مشركين ديدند عظمت سخن خداوند زمام امور را از كف آنها ربوده، تمام توان خويش را در محو و نابودى آن بكار گرفتند و مشركانى كه در اين واقعه حاضر نبودند به نكوهش آن جماعتِ حاضر پرداختند.
اخبار اين واقعه به مهاجرين حبشه رسيد، ولى نه به صورت واقعى بلكه بكلّى