89خواهرش زهرا جدا شد و او نخستين زن مهاجر بود تا اينكه باب هجرت بهروى مؤمنان گشوده شود و معلوم شود در اين هجرت فرقى ميان فرزندان پيغمبر و ساير مؤمنان نيست؛ زيرا اسلام دين تبعيض و نژادپرستى نيست.
فاطمه اشك وداع خواهر را از ديدگان پاك كرد و لبخندى برلب داشت كه خواهرش ثمره و پاداش ايمان خويش را از خداى تعالى خواهد گرفت. فاطمه پس از توديع، نزد مادر رفت تا اشك در ديدگانش و تبسم بر لبهايش را مشاهده كند. بدين ترتيب هجرتِ نخستين، به حبشه پايان يافت و فاطمه و پدرش صلى الله عليه و آله مشتاق شنيدن خبرى از رقيّه در اين هجرت بودند و خدا اين خواسته را برآورد. زنى از قريش گفت:
«اى محمّد صلى الله عليه و آله ، دامادت را در حالىكه همسرش بر مركبى سوار بود و او آنرا مىراند ديدم.»
پيامبر فرمود: « خداوند همراهشان باد! آنها نخستين كسانى هستند كه با خانوادۀ خود - پس از لوط -به سوى خدا مهاجرت كردند.» 1
اشتياق رقيّه نيز براى شنيدن خبرى از مكّه كمتر از پدر و مادر و خواهرانش نبود و حتّى شايد بيش از همۀ مهاجران به مكّه دلبستگى داشت و شايد كه تاكنون از پدر و مادر و خواهران خود جدا نشده بود، مانند اين جدايى كه همراه با حوادث سختى بود و آن را پشت سر مىگذاشت، بويژه پس از آنكه حمل اوّل او سقط شده بود و از فرط ضعف، بيم جان او مىرفت. اما با شنيدن اخبارى از مكّه مبنى بر اينكه قريش از دست يافتن بر پيامبر و يارانش مأيوس شدهاند و محاصره را از هاشميين برداشتهاند، آرامش روح و سلامت خود را بازيافت.
اساس اين شايعه يا واقعيت تحريف شده، اين بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در ماه رمضان همان سال به حرم رفت، جمع بسيارى از قريش از جمله سران و بزرگان گرد آمده بودند، پيامبر در ميان اين جمع ايستاد. قدمهاى فاطمه در جاى خود ميخكوب شده و شجاعت پدر در اين اقدام را در جمع بسيارى از دشمن مىديد، ناگاه صوت زيباى پيامبر را شنيد