85خدا ديدهاش را از ديدارم فروبست!» 1
كافران در شكنجه دادنِ نخستين مؤمنان، روشهايى مىپيمودند، آنان را در وسط روز بر ريگهاى داغ مىافكندند و آبشان نمىدادند! و زره آهنين بر بدنشان مىپوشاندند تا پوست بدنشان كباب شود! در شكنجه دادن حتى بر زنان هم رحم نمىكردند! نخستين زن شهيد در اسلام «سميّه دختر خبّاط» مادر عمّار ياسر بود.
آرى هرگونه شكنجه كه فاطمۀ زهرا عليها السلام نسبت به مؤمنان مىديد، براى او و رفعت درجۀ ايمانش، آزمايشى بود، دشوارتر از آزمايش ديگر. علاقۀ شديد او به پدر سبب مىشد كه بار سنگين رنجهايش، فاطمه عليها السلام را متألّم سازد! و آزار و اذيّت كافران و تصميم آنها بر قتل پيامبر، قلب فاطمه را بيازارد.
به موجب برخى روايات، ابوجهل مىخواست آن حضرت را با خنجر بهقتل رساند چنانكه بارها با سنگ بر وجود مباركش حمله برد و موارد ديگرى از اين قبيل، كه اينها فاطمه را رنج مىداد؛ همچنانكه از درد و رنج مسلمانان و مستضعفان و بردگان و شكنجۀ آنها نيز متأثر بود، چنانكه گويى سوزش آفتاب و شعلۀ گزندۀ صخرههاى داغ مكّه وجودش را مىآزرد و بر پيكر نازك خود اثر تازيانههايى را كه قريش بر گُردۀ مؤمنان مستضعف مىنواختند، احساس مىكرد.
دختر خردسالِ باايمان، از عقل و خِردِ آن گروه ستيزهگر، كه خرد و انديشه را در امور بكار نمىبستند، در شگفت بود كه چرا اينها از خود نمىپرسند افراد تحت شكنجۀ آنها از چه رو برايمانشان افزوده مىگردد وهر روز از سختى شكنجه چنان آزار مىبينند كه گويى مىميرند وزنده مىشوند، اما بهرغم آنهمه شكنجه، دست از اسلام برنمىدارند، بلكه آبديدهتر و مقاومتر مىشوند؟! و اين خود دليل بر اين است كه آنها شيرينى ايمان را چشيده و در نفوس پاك و قلبهاى پاكيزهشان تأثير عميق نهاده است، ولى مُعاندان حتى يك لحظه به راه راست برنمىگردند و به خود نمىآيند تا در اين حقيقت آشكار تأمّل كنند.