61داشت و لقبهايى به او نسبت مىدادند كه نشانۀ برترى وى بر ساير زنان است.
خصلتهاى ستودۀ او در هيچيك از آنها ديده نمىشد. هر يك از نامهاى او به نوعى از منزلت اجتماعى و شخصيت و محبوبيتش در دلهاى مردم حكايت داشت. نخستين لقب او «طاهره» بود؛ اين لقب را بيهوده به وى نسبت ندادند، بلكه شايستگى او چنين ايجاب مىكرد. او در عصر جاهليت و قبل از همسرى پيامبر صلى الله عليه و آله دوبار ازدواج كرد و شوهرِ دوّمش، در جوانى بدرود حيات گفت.
خديجه در حالى كه از رفاه و عزّت برخوردار بود، به تجارت رو آورد و هرچند خواستگاران فراوانى داشت، مايل نبود از طريق تجارت كسب همسر كند. او براى خود راهى برگزيد، بدور از هوا و هَوَس وانگيزههاى نفسانى! او در رشتههاى متعدّد و متنوّعى از تجارت فعاليت داشت ولى با تجّار در گروهِ عام و خاص، رابطهاى نداشت بلكه غلامانش عهدهدار كارهاى او بودند كه ميسره آن غلام مخلص، آنها را سرپرستى مىكرد.
سالن وسيعى به مساحت شانزده متر در هفت متر اموال تجارى او را در خود جاى داده بود كه آثار آن تا سال 1412 كه از ناحيۀ «مسعىٰ» حفارى مىشد، بر جاى مانده بود. اين موارد حكايت از منزلت خديجه دارد.
از جمله عواملى كه موجب شد او را لقب «طاهره» دهند، اين بود كه او هرگز با زنان هوسران ننشست. معروف است كه خانههاى مكه در جاهليت، شاهد شبنشينىها و لهو و لعب بود و حضرت خديجه از كنار آن خانهها، كه برخى متعلّق به پسرعموها و پسردايىهايش بود، مىگذشت و مىديد كه به شبنشينى و لهو و لعب سرگرمند اما هرگز تحت تأثير اين خانهها قرار نگرفت و از آنچه برخى زنان قريش بدان سرگرم بودند، بيزارى مىجست.
زنان مكه و تاريخ، خاطرات ارزشمندى را از خديجه به ياد دارند. زنان به ديدن او مىرفتند و از كرم و عطاى او بهرهمند مىشدند و چون به طرف كعبه مىرفت، گِرد او را احاطه كرده، وى را همراهى مىكردند و هيچيك از آن زنان سخنى در محضر او بىحاصل نمىگفت و جز به سخن جِدّ حرف نمىزد و كلمهاى نامناسب كه او نمىپسنديد بر زبان نمىراند.