274رحمت و شفقت پيامبر به امّت است. سختى شدايدى كه در آن روز وجود دارد، روزى كه آدمى از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش مىگريزد! پيامِ اين سخنِ رسولاللّٰه، اين است كه پيامبران اولوالعزم به جهتِ شفاعت نكردن از مردم، عذر خواهى مىكنند و برخود بيمناكند و به همين جهت است كه مىگويد:
«نفسي، نفسي، اذهبوا الى غيري» .
و اما نام بردنِ پيامبر از زهرا، در قضيۀ سرقتِ آن زنِ مخزومى، براى بيانِ اصرار آن حضرت، بر حقوقِ خدا و اقامۀ حدود اوست و تأكيد بر اينكه در اين مورد احساسِ محبّت و خويشاوندى، تأثيرى ندارد، حتّى اگر عزيزترين و نزديكترينِ افراد نزدِ او باشد! تا در اسوه بودن براى عدل و داورى و حكم به حق به سر حدّ كمال برسد و اين نقصى براى قدر و منزلت فاطمه نيست و مفهومش آن نيست كه ارتكابِ گناهى كه موجب حَدّ الهى شود، از او احتمال مىرود؛ چرا كه فاطمه در اجتناب از ارتكابِ گناهان و لغزشها در نهايتِ كمال و قِداست است و استقامت و ورع و زهد وتقواى او سرآمد است.
نظير اين، خطابِ آن حضرت به فاطمه، از بين همه خواهران اوست كه مىفرمايد:
«اى فاطمه دختر محمّد! از مال من هرچه خواهى طلب كن اما من نمىتوانم تو را از حق خدا بىنياز كنم» مفهوم اين سخن بيم دادن از روز قيامت و تكيه نكردن به نَسَبها است و نيز دليل بر شدّتِ محبّت و عنايتِ او به فاطمه و كمال تربيت اوست، تا نمونه و سرمشقى باشد براى همۀ امّت و مَثَلِ اعلايى براى كمالِ خُلق و خوى پيامبر صلى الله عليه و آله و كمال عدل او در قضاوت و داورى.
8 - و از خصايص او، زهد در دنيا و زيورهاى آن است و صبر و پايدارى بر ناملايمات. جهيزيۀ زهرا در نهايتِ سادگى بود. همانگونه كه زندگىاش با همسرش در نهايت سختى و رياضت بود؛ چراكه دارايىاش كم و بسيار تهى دست بود! با اين حال، زهرا راضى بود و با صبر و تحمّل زندگى مىكرد. با دستهاى مباركش دستاس مىكرد تا وقتى كه خسته مىشد و آنگاه كه از پدرش خواست تا كنيزى از اسيران به خدمت او گمارد، آن حضرت اجابت نكرد - و براى او صبر و تحمل را ترجيح داد - و او و همسرش را سفارش كرد كه قبل از خوابيدن سى و سه مرتبه تسبيح و حمد و تكبير خدا گويند.
رسول خدا نپسنديد كه او زيورى بپوشد و او را به فروختن زيور و صدقه دادن با