275بهاى آن تشويق كرد و اين جز بدان خاطر نبود كه او پارهاى از وجود وى بود و مىخواست كه زهرا نمونۀ اعلا در زهد و صبر و رياضت باشد، همانگونه كه شخص پيامبر چنين بود، تا شايستگى منزلت سيدۀ زنان عالم را در روز قيامت داشته باشد.
9- و از خصايص او اين استكه آخرين فرد از فرزندانِ پيامبر بود كه وفات كرد و نخستين فرد از اهلبيت پيامبر كه به پدر ملحق شد؛ زيرا بعد از پدر جز چند ماهى زندگى نكرد. و در آن هنگام بيست و هشت ساله بود 1 و اين دليلِ حقارتِ دنياست و اينكه آنچه نزد خداوند متعال است براى مؤمنان بهتر و ماندگارتر است و خداى عزّوجلّ براى پارۀ تن پيغمبر و آن بانوى با جلالت اراده نموده كه به اصل كرامت و جلالت خود ملحق شود! و در ملأاعلى او راكه - شصت و سه ساله - درگذشت، ديدار كند.
خاتمه
مُسَلَّم است كه انتساب به رهبران هدايت و صاحبان فضل و دين، يكى از بهترين چيزهاست كه به آن وسيله بتوان اميد تَقَرُّب به محضر ربّالعالمين داشت تا چه رسد كه با سَيّد بشر و نورِ ديدگانِ ما خويشاوند باشد. اين نَسَبِ شريف، به فاطمۀ زهرا، خيرالنساء، سرور زنان، دخترِ بهترين پدران و مادران، مادرِ فرزندانِ اميرالمؤمنين، (علىبن ابىطالب عليه السلام ) حسن و حسين، اختصاص دارد. آنانكه همواره نام و يادشان و ياد دودمان پاك و مباركشان براى همۀ مسلمانان در اقطارِ عالم، عطرآگين بوده است، جز كسانى كه در دل نقصانى داشتهاند.
براى شرافتِ اهلبيت گفتارى كه (طبرانى و ابويعلى) از پيامبر نقل كردهاند، كافى است:
«كلّ بني آدم ينتمون إلى عصبة إلاّ ولد فاطمة أنا وليّهم و أنا عصبتهم» 2
از خداوند مىخواهيم، توفيق پيمودن راهى را كه شايستۀ شرافت آنهااست، عطا كند