229مسلمان را نظاره مىكردند» هفت شوط طواف به پايان رسيد، هر بار كه به ركنِ يمانى مىرسيدند «بسماللّٰه...» و «تكبير» گفته و آن را استلام مىكردند، همچنين در بوسيدن حجرالأسود به آن حضرت اقتدا مىكردند و ميان اين دو رُكن مىگفتند:
رَبَّنٰا آتِنٰا فِي الدُّنْيٰا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنٰا عَذٰابَ النّٰارِ
آرى، خداى تعالى پروردگار دنيا و آخرت است و گنجينههاى آسمان و زمين و خير دنيا و آخرت در دست قدرت اوست و ما انسانها از جسم و روح، تركيب يافتهايم و براى جسم، خيرِ دنيا و براى روح، خير آخرت را مىخواهيم و در عطاى الهى بُخل نيست. آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله پشت مقام ابراهيم رفت و با صداى بلند كه مردم بشنوند، اين آيه را خواندند: وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى مقام ابراهيم همان سنگى است كه هنگام بناى ديوارهاى كعبه بر آن ايستاد و او و فرزندش اسماعيل خانه را بنا كردند و اين سنگ چنين شرافتى را از آنجا به دست آورد كه ابراهيم بر آن قيام كرد! آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله دو ركعت نماز خواند. در ركعت اول حمد و سورۀ قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ... و در ركعت دوم حمد و سوره اخلاص، كه اين دو سوره اركان توحيد را مشتملاند و سورۀ حمد، قلّۀ بلندِ انقطاع و مناجات است. در اين اعمال ياران نيز از پيامبر پيروى كردند. پس از طواف، رسولخدا رو به حجرالأسود آورد، آن را استلام نمود و ميان ركن حجر و در كعبه ايستاد و سينه و صورت و بازوان خويش را بر ديوارِ خانه نهاد و دستهاى مبارك را گشود و تمامِ بدن خود را به خانه چسبانيد تا مردم بدانند چگونه در تعظيم شعائر الهى مبالغه كنند و در برابر خداى يگانه ادب را نگهدارند و مرضاتِ خداوندى را در حدودى كه خدا تشريع فرموده و پيامبر محبوبش سنت قرار داده طلب كنند.
آنگاه به سوى زمزم آمد، - چاهى كه خدا براى حضرت هاجر و فرزندش اسماعيل جوشانيد و چشمۀ خير براى آنها بود - پيامبر از زمزم نوشيد و به مردم اعلام كرد كه در اين آب خير و بركت است.
سپس رو به سعى آورد و از باب صفا آمد و از آنجا آغاز سعى كرد و اين آيه را خواند: إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ... و همينكه سعى در مروه به پايان رسيد، دستور داد آنها كه قربانى نياوردهاند؛ چه آنانكه قصد حج قِران كرده يا آنها كه قصد حج افراد