215گفته شده، تفسير كند كه مقصود از آنها خاندان او هستند؛ يعنى آنها كه صدقه بر ايشان حرام است. يا اينكه خواسته بگويد: مقصود از «اهل» فقط همسران نيست، بلكه آنها هستند و «آل او» و اين احتمال ارجح است؛ چراكه ميان ايندو روايت جمع مىكند.»
همچنين ابن كثير آورده استكه: «حسنبن على عليهما السلام بر منبر رفت و چنينگفت: اى اهل عراق، از خدا بهراسيد در حق ما، ما فرمانروايان شما و ميهمانان شماييم، ما اهلبيت پيامبريم، آنها كه خداوند درباره ايشان فرمود: إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و اين سخن را حسنبن على عليهما السلام همواره گفت تا احدى از اهل مسجد نماند مگر آنكه فرياد به شيون و گريه بر آورد!»
و نيز ابن كثير آورده استكه: «علىبن الحسين عليهما السلام به مردى از اهل شام فرمود: «آيا در سورۀ احزاب نخواندهاى إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً پاسخ داد: چرا، شما همانها هستيد؟ امام فرمود: آرى.» 1
در «اسباب النزول» واحدىِ نيشابورى، از قول عطاءبن ابى رباح، آمده كه گفت:
كسى كه از امّسلمه شنيده بود حديث كرد كه مىگفت: پيامبر صلى الله عليه و آله در خانۀ من بود، فاطمه عليها السلام نزد او آمد و با خود ظرفى از غذا داشت. آن را نزد پيامبر برد. آن حضرت به فاطمه عليها السلام گفت: شوهر و دو فرزندانت را نزد من فراخوان. امّسلمه گويد: على و حسن و حسين آمدند و داخل شدند و نشستند و از آن غذا تناول كردند. پيامبر بر بستر خود آرميده و زير بدن مباركش عباى خيبرى بود. من در حجره نماز مىخواندم كه خداوند اين آيه را نازل فرمود:
إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.
امّسلمه گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله كنار آن عبا را گرفته و آنان را بهوسيلۀ آن پوشانيد، سپس دستهاى خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: بار خدايا! اينها اهلبيت من و خواص من هستند، پس آلودگىها را از آنها برطرف ساز و آنان را پاك و پاكيزه گردان.
امّسلمه مىافزايد: من سرم را داخل خانه كرده و گفتم: يا رسولاللّٰه! من هم با شما