169رفته رفته حملِ زهرا كامل مىشد و خانۀ علىبن ابىطالب عليه السلام براى استقبال نوزادى ديگر آماده گرديد، دردِ زايمان آغاز شد و ساعت وضع حمل فرا رسيد، على نشسته بود و حسن را بر دامان داشت كه ناگاه صداى نوزاد جديد به گوشش رسيد! او را به تولّد فرزند پسر بشارت دادند! به سرعت در انديشۀ پدر گذشت كه نامش را چه بگذارد؟ فوراً به خود پاسخ داد كه: او را «حرب» بنام، تا دشمن كافران باشد! اين همان نامى بود كه قبلاً براى حسنش برگزيده بود و پيامبر آن را نپذيرفت و او را حسن ناميد و على عليه السلام نامگذارى را به ارادۀ پيغمبر تفويض كرد. پيكى نزد مصطفى صلى الله عليه و آله آمد تا حضرتش را به تولّدِ فرزند فاطمه بشارت دهد! فرزندى كه نور از چهرهاش مىدرخشيد و شادى و بشارت از سيمايش مىباريد! مصطفى صلى الله عليه و آله به سرعت راهىِ خانۀ دخترش فاطمه شد و كودك را در آغوش گرفت و در گوش وى اذان گفت، سپس از على عليه السلام پرسيد: «نام او را چه نهاديد؟» على پاسخ داد: «او را حرب ناميدم» مصطفى صلى الله عليه و آله فرمود: «نه، او حسين است!» علىبن ابى طالب گويد: «چون حسن متولد شد او را حرب ناميدم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت:
پسرم را به من نشان دهيد، او را چه نام داديد؟ گفتيم: حرب؛ فرمود، نه او حسن است. و چون حسين متولّد شد، او را حرب ناميدم، رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: پسرم را به من نشان دهيد، او را چه نام داديد؟ گفتيم: حرب، فرمود: بلكه او حسين است.» 1 تاريخ تولّدِ حسين چنانكه (ليث بن سعد) گفته در ماه شعبان سالِ چهارم هجرى بود. زبيربن بكار گويد: «حسين در پنجم ماه شعبان سال چهارم هجرت تولد يافت». 2
با مَقْدَمِ حسين عليه السلام ، مدينة الرسول غرق شادى شد! همانگونه كه قبلاً با مَقْدَمِ حسن عليه السلام خرّم و شادمان گشته بود! روز هفتم پيامبر صلى الله عليه و آله براى حسين عليه السلام عقيقه كردند و هموزن موى سرش طلا صدقه دادند!» 3
روزها به سرعت مىگذشت و حسن دو ساله مىشد، اين كودكِ شبيه پيغمبر، همواره ملازم جَدَّش مصطفى صلى الله عليه و آله بود. كَرَم، مهربانى، عطوفتِ پدرى در زيباترين