110رسالتهاى آسمانى را بر عهده دارند يقينىتر است. ازآن پس، بيمارى امّالمؤمنين خديجه، شدت گرفت امابيمارىِ او، وى را مشغول نداشت، بلكه تمام توجّه او به رسول خدا و يارانش و دعوت به خداى يگانه بود. با صبر و بردبارى در مقابل رنجها لبخند مىزد ولى تلاش همه جانبۀ دعوت بر چهرۀ ياورش سايه مىافكند و خديجه با دست پرمهرش وى را نوازش مىداد و آثار رنج و مشقت را از چهرهاش مىزدود.
آيا نقشِ همسرى صادق و صالح و شكيبا، با زوج خود، جز اين است كه چون به او بنگرد شادمان شود؟ (إذا نظر إليها سرته) - مانند نقشى كه مادر مهربان دارد و غبار اندوه را از سيماى فرزند مىزدايد - و اين چنين، مشكلات راه و آلام دنيا را برطرف مىسازد.
خديجه براى پيامبر، چون مادر مهربان بود، آنگاه كه به عاطفه و مِهرِ مادرى نياز شديد داشت، تا اينكه وى را مورد تَفَقُّد قرار دهد و تلخى يتيمى را از جبينش بزدايد.
بانوى باايمان و مادر مؤمنان، بسيار سپاسگوىِ خدا بود، كه او را به ايمان توفيق داد و توانست نقشى را در خدمت دعوتِ خدا و آيين جاودان او، ايفا كند براى رضاى خدا.
خدمت به همسر امين و فرستادۀ خدا، تنها براى خدا بود و بس و محبت خدا در قلب او نقش بسته و با روح او آميخته شده بود كه با مرگ اين تن رنجور از بين نخواهد رفت و همچنان جاودانه خواهد ماند.
ديدگان را مىگشايد و مىبيند كه همسر باوفايش با عطوفت و مهر در كنار اوست و جز دعا و اميد به خداوند، كارى از او ساخته نيست. اما فاطمۀ كوچك اشك از ديده فرو مىبارَد و از دور نظاره مىكند. گاهى نزديك مادر مىآيد و آنگاه به كنارى مىرود تا اشكها را از ديدگان پاك كند. كسانى را در اطراف بستر مادر مهربان مىبيند كه اشك مىريزند و گريه مىكنند و او نيز چارهاى جز گريه ندارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جوار همسر بيمارش مراقبِ حال اوست تا وحشتِ تنهايىاش برطرف شود. لحظات احتضارِ بانويى بزرگ فرا رسيده كه در اسلام پيشگام بود و با قلب مؤمن خويش نهال دعوت نوپا را پروراند، با پيامبر و مؤمنان با مال و آبروى خود هميارى كرد و بالاتر از همه، بانويى كه بشارتِ خانهاى را در بهشت به او داده بودند! جبرئيل امين