107
مرگ ابوطالب وآثار آن
روزها پرشتاب مىگذشت، ابوطالب كه پايه و ستونى استوار در حمايت مؤمنان بود و از آنان در برابر آزار كافران و مشركان دفاع مىكرد، بيمار شد؛ در بستر بيمارى بود كه سران قريش را گرد آورد و در مقام وصيّت به آنان گفت:
«اى گروه قريش، شما برگزيدگان خلق و قلب عرب هستيد. بدانيد كه شما گوى سبقت از عرب ربودهايد وبه قلّۀ شرف پاى نهاده وبدينوسيله بر ديگر مردم، برترى داريد و آنها به شما تَقَرُّب جويند، در ميان مردم دشمنانى داريد كه با دشمنان شما همصدا هستند.
شما را توصيه مىكنم كه اين بنيان (دين اسلام) را بزرگ شماريد كه رضاى خداوند و قوام معيشت و پايدارى و ثبات در اين است؛ صلۀ رحم كنيد و از قطع رحم بپرهيزيد؛ زيرا صلۀ رحم موجب طول عمر و افزون شدن نسل است. از ظلم و ستم بهراسيد كه اين دو، عامل هلاكت گذشتگان بوده است. به دعوت پاسخ دهيد و نيازمند را عطا كنيد كه شرف حيات و ممات به اين دو وابسته است.
بر شما باد راستگويى وامانتدارى كه محبت خواص وكرامت عامه را در پى دارد. شما را سفارش مىكنم به محمد صلى الله عليه و آله كه نسبت به او خير و خوبى را پيشه سازيد؛ زيرا او امين قريش و صديق عرب و جامع تمام وصايايى است كه به شما سفارش كردم.
گوييا مىبينيم كه بينوايان عرب و بياباننشينانِ اطراف و مستضعفانِ مردم دعوتش را پاسخ داده و آيينش را پذيرفته و عظمت امر او را دريافتهاند و براى دفاع از آن حتّى مرگ را استقبال كرده ورؤسا و گردنفرازانِ قريش زيردستِ آنها شده و خانههايشان ويران گشته و ضعيفان، بزرگى يافتهاند، بزرگان نيازمند او شوند و راندهشدگان از او بهرهگيرند و عرب دوستى او بپذيرد واو را در دل جاى دهد و زمام خويش بدو سپارد.
اى گروه قريش! دريابيد فرزند پدرتان را. يار وياورش باشيد و در برابر دشمن از او دفاع كنيد.
به خدا سوگند كسى به راه او نرفت مگر هدايت شد و هدايتش نپذيرفت مگر آنكه