960و قوۀ ادراك و توان مذهبى (1982) اشاره نمود. پژوهش و مطالعۀ حاضر با بهرهگيرى از منابع فوق الذكر، به بررسى اثرات و نتايج زيارتگاهها در زندگى مردم خراسان و ماوراء النهر مىپردازد و يافتههاى جديدى را هم در قالب پژوهش بهعمل آمده بازگو مىنمايد.
شيوۀ بررسى
در پژوهش انجام شده، عمدهترين بخش يافتهها با استفاده از مطالعۀ ميدانى بوده است كه براى دستيابى به اطلاعات مدنظر از تكنيكهايى همچون گفتوگو و مصاحبۀ باز، مشاهده، مشاهدۀ مشاركتى استفاده نموده و براى غنى ساختن اطلاعات از مطالعۀ كتابخانهاى نيز بهره برده و با تمسك به روش اسنادى كسب معرفت گرديده است. در بحث گفتوگو و مصاحبه افراد مورد نظر در دو دسته قرار مىگيرند: دستۀ اول، زايرينى بودند كه از نقاط دور و نزديك به امر زيارت مبادرت مىورزيدند. و دستۀ دوم، شامل متوليان، خدام و مسئولين ذى ربط در حفظ و نگهدارى اماكن اسلامى مىشد كه در محل تحقيق حضور داشتند. ضبط صوت، دوربين فيلمبردارى و دوربين عكسبردارى از جمله ابزارهاى ثبت و ضبط اين پژوهش به شمار مىرفتند.
در اين تحقيق از روش فونكسيوناليزم 1 (كاركرد گرايى) نيز استفاده شده است، به طورى كه علماى فن كاركردگرايى را در بررسى هر عمل اجتماعى و يا هر نهاد، با توجه به رابطهاى كه با تمامى كالبد اجتماعى دارد، مىدانند. 2
ارتباط زيارتگاهها با مردم و تأثيراتى كه بر زندگى آنها به جا مىگذارد و روابط به وجود آمده، از دريچۀ اين نظريه نگريسته شده و از اصل وحدت فونكسيونى 3استفاده گرديده است، چنانكه راد كليف براون 4 وحدت فونكسيونى را «يكپارچگى و تعاون هماهنگ همۀ عناصر سازندۀ دستگاه اجتماعى كه اختلافات پاينده را كنار