895احاطۀ وى مىشود و طبعاً آثار وجودى او قوىتر و گستردهتر است و تفسير زيارت به ارتباطى زنده ميان دو حقيقت بدين معناست كه نفس زائر با نفس و جان مزور ارتباط برقرار مىكند، و هرگز زيارت ارتباط زاير با بدن مدفون مزور نيست.
دوم اينكه، ارتباط و توجه خاص مزور به بدن موجب مىشود بدن و جسد او يك نوع مركزيت و محوريتى پيدا كند و همين مايۀ توجه و زيارت قبر و بدن مىشود.
گرچه روح و جان انسانى زمان و مكان ندارد و انسان در هر شرايطى و در هر مكان و زمانى با درود فرستادن و اهداى سلام و صلوات و... مىتواند مزور را شادمان كند، يا خود از او اثر وجودى بپذيرد، اما به لحاظ توجه و عنايت خاصى كه آن نفس به هر جهت، به شيئى دارد موجب مىشود در آن فرصت زمانى و مكانى موفقيت ويژهاى ايجاد شود. لذا، از اين جهت است كه مزار ائمه معصومين عليهم السلام بهترين مكان براى سير در عبوديت و طيران در فضاى معنويت است.
وقتى بار سنگين خطاها انسان را از رفتن باز مىدارد و گناهان بسيار انسان را گرانبار مىسازد، حالت تضرع و نياز، شكسته دلى، پشيمانى، ندامت و خوف و رجا و بيم و اميد لازم است. انكسار قلب در پيشگاه خداوند قادر قاهر در طول مسير الزامى است و دلشكستگى در برابر «عظمت» خدا و «عصمت» رسول بايد فراهم گردد. با واسطه قرار دادن چهرهاى چون پيامبر و اولياى خدا در برابر پروردگار، امواج درياى رحمت و كرم او، زودتر گنهكار را فرا مىگيرد و استحقاق غفران و توبهپذيرى فراهم مىشود.
از اين رهگذر، تاريخ، بسيارى از زايران مرقد پيامبر صلى الله عليه و آله و عترتش را مىشناسد كه در مزار و مرقد پيامبر به پيشگاه خداوند توجه و التجا نموده و رضاى الهى را كسب كردهاند و يا حتى از بيمارىهاى سخت شفا گرفتهاند.
اينگونه احترامها و محبتها و شفاطلبىها و تبركجويىها، از عقيده و ايمان سرچشمه مىگيرد.