848
زيارت و تحقق كمال نهايى نفس
سعادت از ديدگاه فارابى رسيدن آدمى به آخرين حد كمال يعنى عقل مستفاد است، به طورى كه شايستگى آن را بيابد كه عقل فعال، همۀ معقولات را به او افاضه كند. 1
ارسطو نيز در كتاب دهم از «اخلاق نيكو ماخس» خير برين را اين گونه شرح مىدهد:
«خير برين نيروى فكرىاى است كه كفايت ذاتى دارد، حقيقت مطلق را درك مىكند و خلاصه برترين فضيلت است، زيرا آدمى را به والاترين چيزى كه در او قرار دارد يعنى عقل، واصل مىسازد، خير برين فضيلت فضايل است، زيرا به واقع هدايت كننده به سوى جنبۀ قدسى آدمى است». 2
كندى نيز در فلسفۀ خود پيرامون سعادت نفس معتقد است كه سعادت، دستيابى به محبوبها و مطلوبهاى حسى و دنيوىِ زوالپذير نيست، بلكه سعادت حقيقى رسيدن به محبوب الهى و روحانى است و نزديك شدن به خداى سبحان. 3
چنان كه گفتيم بهترين ظهور وصال به مطلوب، در فريضۀ حج تجلى مىيابد.
خداى متعال كه بنى آدم را از خاك آفريد و آنان را به سوى قرب خود دعوت نمود، به لطف خويش و از عالم خودشان معمورهاى را بنا نهاد و نام آن را «بيت اللّٰه» گذاشت كه اين انسانى كه در ظلمات عوالم طبيعت فرو رفته و در اسارت زندان آب و گل كرۀ خاكى است، به واسطۀ آن، به قرب او دست يابد. آن را مطاف زايران و خواهندگان خود قرار داد، تا به دور آن طواف كنند و با او انس گيرند و به اين ترتيب براى وصول به عوالم مافوق آن آمادگى يابند. براى اين زيارت آدابى نيز قرار داد كه همۀ پلههاى ترقى و صعود از عالم ملك به عوالم ملكوت، جبروت و لاهوت است. به عبارت ديگر اين مناسك، زاير را براى زيارت كعبۀ حقيقى مستعد و مهيا مىسازد كه دربارۀ آن فرمود: «لا يسعنى أرضى و سمائى بل يسعنى قلب عبدى المؤمن». 4