840زيرا او هم مبدأ وجود و هم غايت و نهايت وجود و ايجاد آنهاست و به مضمون آيۀ شريفۀ «وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهٰا»؛ 1 براى هر كس راه و طريقى است به سوى خدا كه او راهبر و راهنماى اوست به آن طريق. 2
زيارت خانۀ خدا سير توحيدى نفس
هنگامى كه حج، تجلى اتصال و رابطۀ مناسبتدار علت و معلول مىباشد، آيا نمىتوان اين رابطه را پلكانى در جهت صعود و عروج نفس آدمى دانست؟ آيا نفس آدمى نمىتواند در اين سير ظاهرى به سيرى باطنى دست يابد و از اين درگاه خاكى و ظلمت زمينى به حقيقتى آسمانى و الهى هجرت كند؟
به فرمودۀ حضرت امام خمينى رحمه الله حج سفر الى اللّٰه است. چنانكه حضرت امام باقر عليه السلام در تفسير آيۀ «فَفِرُّوا إِلَى اللّٰهِ ...» 3 فرمود:
«حجّوا إلى الله عزّوجلّ» ؛ يعنى با حج گزاردن به سوى خدا رو آريد.
مسلم است كه در اين سفر روحانى و سير آفاقى و انفسى، زاير خانۀ خدا به قدر سعۀ وجودى و افق معرفت خويش بهره مىگيرد. يكى كوى دوست را مىنگرد و زيارت مىكند و ديگرى روى دوست را، يكى ديار را نظاره مىكند و ديگرى يار را. شنيدهام كه به حجاج عاشقى مىگفت:
چنانكه عارف بزرگ، مرحوم بهارى همدانى دربارۀ زيارت خانۀ خدا مىگويد:
«حج گزار بايد تأمل كند و بداند كه اين «سفر جسمانى الى اللّٰه» است و سفر ديگرى هم «سفر روحانى الى اللّٰه» بايد بكند و آن معرفت و تكميل نفس است». 4
ماهيت سفر حج و زيارت خانۀ معبود و محبوب فراتر از اين سير و سفر ظاهرى