839به مستفيض خود مناسبتى وجود دارد كه هر چه اين مناسبت شديدتر باشد، رابطه و علاقۀ عليت بين آنها نيز شديدتر مىگردد. ملّاصدرا پيش از اينكه رابطۀ علّى و معلولى را در فريضۀ حج و زيارت خانۀ خدا به تصوير بكشد، به ذكر اين نكته مىپردازد كه براى هر حقيقت عقليهاى در اين عالم، مثال و مظهرى جسمانى وجود دارد و هر كس كه از مشاهدۀ اين حقايق عقليه قاصر باشد، بر او لازم و واجب است كه به مثالها و مظاهر جسمانى آن حقايق در اين عالم توجه كند، تا به طور كلى از ثواب و فضيلت مشاهدۀ حقايق و ارتباط با آنها محروم نگشته و از حوزه و حريم خطاب الهى خارج نگردد. 1
وى آنگاه حج را اوج تبلور رابطۀ عاشقانۀ اين علت و معلول مىداند و چنين بيان مىكند: «همانگونه كه بر روح و نفس ناطقۀ انسان واجب است كه به حضرت قدس حقيقى تمسك كند، بر جسم و بنيان صورى جسمانى او نيز واجب است كه به عنوان تمثل و تشبّه از روح و اعمال آن پيروى نمايد و توجه از خانه و پيكر جسمانى به خانه خدا نمايد. خويشتن دارى از كليه لذات جسمانى و شهوات حيوانى از زن و استعمال عطريات و ساير اعمال منافى با حج با يك نيت خالص از شائبۀ ريا و به قصد رضاى خداوند از جملۀ امورى است كه روح انسان را آمادۀ انصراف از خانۀ نفس و توجه به كعبۀ مقصود و خانۀ خدا و وجهۀ كبرى مىنمايد. اين به سبب تجرد از خواهشهاى قواى بدن و لذايذ دنيوى و طواف به دور خانۀ كعبه و انجام مناسك حج و تشبه نفوس اشخاص به نفوس اشخاص عاليه، حاصل از اشراقات مبادى عقليه است كه به قصد تشبه به مبدأ كل مىباشد.
طواف حجاج و گردش آنان به دور خانۀ كعبه كه مورد توجه و عنايت اوست، شباهت دارد به دوران فلك و اجرام كريمۀ سماويه در فضاى بى انتهاى عالم كه مظهر و جلوه گاه قدرت و شوكت اوست. و حركت اين افلاك نيز تشبّه به مبدأ كل است،