834اما از آنجا كه هر طى طريقى نياز به ابزار راه و مركب سفر و قابليت رفتن دارد، انسانِ زاير چگونه مىتواند توانايى چنين طى طريق عظيمى را كسب نمايد؟ چه استعداد و چه نيرويى است كه انسان را در طلب يافتن كمال مطلوب خود به حركت و هجرت وا مىدارد؟ به عبارت ديگر نفس آدمى چه اقتضائاتى در پيمودن اين مسير دارد؟ آيا اين اقتضائات از امور فطرى و نهادين وجود آدمى است؟ يا ساختۀ فكر و انديشۀ بشرى اوست؟
مقاله حاضر سعى دارد ضمن تبيين مفهوم نفس و بيان ماهيت آن از ديد فلاسفۀ مسلمان، به اين هدف بپردازد كه آيا مىتوان ميان نفس آدمى و اقتضائات موجود در آن و كاركرد زيارت، هماهنگى مشاهده نمود و وجود جذبه و كشش دوگانهاى را يافت كه سير الى اللّٰه و شوق به زيارت و ديدار محبوب را در وجود نوع آدمى روشن نمايد؟ با توجه به اين ضرورت و هدف، مقاله در چند محور به بيان اين امر مىپردازد:
محور اول: مفهوم شناسى نفس، زيارت، و بيان ماهيت نفس.
محور دوم: بررسى رابطۀ بين نفس و زيارت و فطرى بودن اين امر.
محور سوم: بررسى نقطۀ اوج تجلى اين رابطه در زيارت خانۀ خدا و فريضۀ حج.
محور چهارم: تجلى مراتب نفس آدمى در حقيقت حج و ره آورد اين فريضۀ با شكوه در صيرورت نفس.
مفهوم نفس
نفس از ديدگاه اهل لغت همان روحى است كه هستى و حيات جسد به آن وابسته است. «النفس: الروح الذى به حياة الجسد، وكلّ إنسان نفس حتى آدم عليه السلام ، الذكر والاُنثى سواء. وكلّ شئ بعينه نفس. ورجل له نفس، أى: خلق وجلادة وسخاء...» 1 مراد از نفس همان روح است كه حيات و هستى جسد و بدن به آن وابسته مىباشد و هر انسانى به آن